تبلیغات
ایران ما - در پیش چشم ملت نابود خواهید شد/ قانون‌شکنی و اغتشاش زمینه جسارت به امام شد
 
● امام(ره) تا لحظه ای كه زنده بود، با مستكبران تنش داشت/ شعار "نه‎غزه نه‌لبنان" مخالف شرع، شرف و قانون اساسی
دکتر حسن رحیم‌پور ازغدی در همایش "تفكر بسیجی و گفتمان انقلاب" كه در مجتمع فرهنگی دانشجویی 13 آبان، لانه جاسوسی سابق امریکا برگزار شد، با بیان این که برای تحلیل گفتمان انقلاب اسلامی، کار تئوریک ضروری است، اظهار داشت: در بررسی های تئوریک، تفاوت ها و شباهت های ایدئولوژی انقلاب با دیگر مکاتب و ایدئولوژی ها مشخص می شود.
● تایم: جنبش سبز ایران از آمریكا درخواست كمك كرده است
به گزارش فارس، مجله آمریكایی "تایم " در گزارشی نوشت: پس از بیش از پنج ماه، جنبش سبز مخالف ایران برای درخواست كمك به آمریكا روی می‌‌آورد.
● انتقاد لاریجانی از فضای تهمت زنی در کشور!
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: گستره فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی در مسائل فرهنگی، سیاسی و دیپلماتیک و سعه صدر ایشان به گونه ای است که همه گرایش های سیاسی می توانند فعالانه به ایشان تکیه کنند و انحصاری هم در این زمینه وجود ندارد و ایشان اجازه چنین انحصاری را نمی دهند.
● پاسخ آیات عظام مکارم شیرازی و نوری همدانی به استفتاء روزنامه‌نگاران
جنبش «آشوب‌طلب و بدعت‌آفرین‌ سبز» پس از آنکه ‌157 روز آبستن مرام‌ها و ایدئولوژی های آنارشیستی و تخیل‌گرایانه بود سرانجام با زایش یک تئوری ناقص‌الخلقه به نام «دین سبز» فارغ شد!
● مازیار بهاری: تلاش می کردیم تنور اغتشاشات گرم باشد!
مازیار بهاری فیلمساز وخبرنگار شبکه های غربی است که پس ازآزادی از زندان با قرار وثیقه 300میلیونی به ‏خارج گریخت . وی اخیرا در گفت و گویی با سی ان ان اظهاراتی مبنی بر شجاعتهای خود در دوران بازداشت! ‏داشته است.
● پرونده بی‌فرجام «استات‌اویل» در ایران
دولت آمریکا پیگرد قضایی شرکت نفتی استات‌اویل در مورد یک پرونده رشوه‌خواری در ایران را که به سال 2002 برمی‌گردد، متوقف کرد. البته این موضوع برای کشوری که اقتصاد لیبرالی بر آن حاکم است و درگیر بیرون کشیدن خود از گرداب بزرگ‌ترین ورشکستگی تاریخی می‌باشد تا حدودی طبیعی است، چرا که هدف برای این کشور وسیله را توجیه می‌کند اما هنوز یک سوی دیگر این پرونده رشوه بزرگ که به ایران بازمی‌گردد نتوانسته جامعه و افکار عمومی را اقناع کند.
● سخنرانی علیرضا زاکانی در دانشگاه امام صادق(ع): یکی از نزدیکان لاریجانی، تبریک به رییس جمهور منتخب را خط زده بود
نكته دیگر این است كه روز بعد از روز قدس،‌هاشمی رفسنجانی در جایی اعلام كرده بود كه جمعیت افراد در روز قدس 50-50 بوده است یعنی نصف جمعیت حاضر را حامیان موسوی تشكیل داده بودند در حالی كه بالاترین تخمین‌ها از جمعیت 40-50 هزار نفری آنها خبر می‌داد. البته بعدها مشخص شد كه این نكته را لاریجانی به هاشمی رفسنجانی انتقال داده است.
● آمریکاپرونده رشوه‌خواری آقازاده اغتشاشگر را متوقف کرد
دولت آمریکا پیگرد قضایی شرکت نفتی استات اویل در مورد یک پرونده رشوه خواری در ایران را که به سال 2002 بر می گردد متوقف کرده است.بر اساس گزارش رویترز یک مقام شرکت نرو‍ژی استات اویل گفت توافقی با کمیسیون سهام و اوراق بهادار آمریکا، وزارت دادگستری و دفتر دادستانی این کشور حاصل شده است که بر اساس آن موضوع معامله استات اویل با موسسه هورتون حل و فصل شده است.
● مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور
به گزارش خبرگزاری‌های خارجی در فاصله سال‌های (1997 تا 2003)، (82-76) یك حساب بانكی به نام سیاكل در بانك خصوصی لومبارد فرانسه برای فردی به نام «بیژن دادفر» فعال می‌شود. در فاصله دسامبر 1998 تا آگوست 2003، طی دو مرحله یك‌بار 30 میلیون یورو و بار دیگر مبلغ 45 میلیون یورو به این حساب واریز و در آن نگهداری می‌شود.
● حاشیه‌ای بر اظهارات اخیر سیدمحمد خاتمی
«شب بخیر»!اکنون رئیس‌جمهور سابق، طی اظهاراتی در جمع گروهی از دانشجویان همسو با خود مطالب و سؤالاتی بیان کرده که در پاسخ به این مطالب باید گفت: شب بخیر آقای پرزیدنت سابق!
● عقب نشینی آشکار خاتمی
سرانجام سیدمحمد خاتمی هم به انحراف در جنبش سبز با این جملات اذعان کرد: کاش حاکمیت می‌گفت آقای موسوی بیا به صحنه و این جنبش را مدیریت کن که جنبش از مسیر خودش منحرف نشود.
● «حالا وقتشه»! اسم رمزی از شورش‌های رنگی اروپای شرقی
«حالا وقتشه» ! این اسم رمزی است که محمدرضا تاجیک مشاور اعظم میرحسین موسوی و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری دوران خاتمی در تحلیل بسترهای شکل‌گیری جنبش موسوم به سبز مطرح می‌کند.
● سخنان همین دانشجوی دختر برای حامیان موسوی كافی است
یكی از دانشجویان دختر دانشگاه امام خمینی(ره) انتقاداتی را به میرحسین موسوی وارد كرده و برخی از جملات حضرت امام(ره) در انتقاد از موسوی را بازخوانی كرد كه رسایی نیز در پایان سخنان این دانشجوی دختر گفت: سخنان همین خانم برای آن جمعیت كفایت می‌كرد.
● محسن هاشمی: شایعه ریزش مترو را خودمان دامن زدیم تا پول بگیریم!
در حالی که مشکلات مترو طی روزهای اخیر نارضایتی گسترده شهروندان را به دنبال داشت، شهرداری تهران و مسئولین مترو به جای پاسخگویی به مردم، بحث بودجه را پیش کشیدند تا هم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده باشند و هم توپ را در میدان حریف سیاسی انداخته باشند.
● کوچک‌زاده:روش لاریجانی در اداره مجلس جانبدارانه است/ مطهری درباره بودجه مؤسسه صدرا و سنایی درخصوص هزینه‌های انتخاباتی‌اش توضیح دهد
مهدی کوچک‌زاده در گفت‌وگو با رجانیوز، در خصوص اظهارات برخی مخالفین نسبت به محصولی با بدون مبنا خواندن این موارد و توهین آمیز بودن آن‌ها اظهار داشت: آنچه که امروز در صحن علنی مجلس در نطق مخالفین آقای محصولی بیان شد، خلاف شأن و جایگاه تریبون مجلس بود.
● عباس سلیمی نمین: هاشمی رفسنجانی دو بار میرحسین را فریب داده است
و در پاسخ به سوال یک یاز دانشجویی سخن می‌گفت، عنوان کرد: "میرحسین موسوی اگرچه شخصیتی سیاسی است اما ثابت کرده است که تاکنون در تاریخ سیاسی زندگیش دوبار فریب هاشمی را خورده است."
● پرده‌برداری مرعشی از استراتژی جدید اصلاح‌طلبان
مرعشی که اخیرا اعتراف‌کنندگان در دادگاه‌ متهمان کودتای مخملی را "بیمار" یا مبتلا به "ضعف شخصیتی" دانسته است، در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا واکنش مناسب اصلاح‌طلبان به انتخابات پیش رو را، "تحریم" دانست.
● آدمی که شهوت قدرت وجودش را گرفته پیرو خط امام است؟/ وقتی رأی نمی‌آورند حاضرند شهری به آتش کشیده شود
حجت الاسلام دکتر سید حمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر و از یاران و نزدیکان امام خمینی از ابتدای نهضت، در سخنان مهمی در افتتاحیه طرح تفسیر آفتاب بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به تبیین شاخصه های خط امام و ارتباط آن با مدعیان امروزی آن پرداخت.
● نماینده کلیمیان:ستاد بحران سازی علیه دولت احمدی نژاد شکل گرفته است
سیامک مره صدق در گفت و گو با ایرنا تاکید کرد: ستاد بحران سازی که برای کارشکنی در راه دولت تشکیل شده است دوست ندارد که دولت در کارهایش موفق باشد و به شیوه های مختلف برای زمین زدن دولت فعالیت می کنند.
● آقازاده آشوبگر در«برایتون»/ ملاقات با مقامات وزارت خارجه انگلیس
آقازاده آشوبگر اخیرا از طریق یکی از عناصر ایرانی وابسته به یک نهاد امنیتی انگلیس با برخی از عناصر وزارت امور خارجه انگلیس در این کشور ملاقات کرده است.
● سخنگوی جبهه پیروان:خواسته مراجع محاکمه اغتشاشگران بود
سید کمال سجادی، "تبعیت از منویات رهبر معظم انقلاب را مهمترین شرط مراجع تقلید برای وحدت" خواند و اعلام کرد: ایشان خواستار مجازات اغتشاشگران و هدایت کنندگان ناآرامی‌های اخیر شدند.
● رمزگشایی از سینه‌چاکی صادقانه و بی‌مزد! آینده برای خاندان هاشمی
اسناد به‌دست آمده از فعالیت‌های اقتصادی تیم خبری سایت آینده از خدمات صادقانه و بی‌مزد و منت! گردانندگان این سایت به خانواده هاشمی رفسنجانی به‌ویژه محسن هاشمی به‌عنوان مدیرعامل متروی تهران و حمله به منتقدان آن در تمام سطوح رمزگشایی کرد.
● جایزه AIB به BBC؛ پاداش هدایت آشوب‌های پس از انتخابات ایران
در حالی که اغلب تحلیلگران سیاسی تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی را متهم به نقش آفرینی های هدفمند در اغتشاشات بعد از انتخابات می دانند، جایزه "واضح‌ترین پوشش یک رویداد خبری" در سال 2009 از سوی یک اتحادیه غیردولتی به این شبکه اختصاص یافت.
● رگباران یک اعتراض مدنی توسط گارد ملی امریکا
استفاده از ارتش امریکا در مقابله با دانشجویان دانشگاه "كنت استیت" که در اعتراض به جنگ ویتنام در ماه مه 1970 صورت گرفت و طی آن گارد ملی اوهایو دست به کشتار این دانشجویان زد.
● روزنامه نگاران اصلاح طلب میهمان ویژه کنفرانس صهیونیست ها و بهایی ها
این کنفرانس توسط گروه موسوم به "پژوهشگران حامی صلح در خاورمیانه" (SPME) و با موضوع "جمهوری اسلامی ایران: تحلیل چند وجهی از حکومت دینی، ملی گرایی و نمایش قدرت این کشور" در روزهای یکشنبه و دوشنبه هفته جاری با حمایت جامعه یهودیان "کلیولند" ایالت اوهایوی آمریکا و مرکز مطالعات یهود در دانشگاه "کیس وسترن" برگزار گردید.
● دفاع جانانه حامی میرحسین از سکولاریسم در بی.بی.سی
چیزی که قبل از هر چیز باعث تعجب ببنندگان شد وضعیت حجاب زننده حقیقت جو در این برنامه بود. وی که در ایران همیشه با چادر در مراسم ها و مجلس حضور می یافت اکنون با بلوز و دامن کوتاه روبروی مجری برنامه نشسته و به سوالات وی پاسخ می داد.
● موسوی و کروبی در پرده آخر
ناقضات رفتاری- گفتاری دوم خردادی‌ها و در رأس آنها آقایان موسوی و کروبی که شکست سنگینی را برای طیف اصلاحات در پی داشت آخرین پرده بود؛ پرده‌ای آکنده از تناقض و دوگانگی.
● چهره اصلی موسوی‌خوئینی
موسوی‌خوئینی‌ها توانسته بودند با کلاس‌های تفسیر قرآن خود جریان‌های نفاق دیگری را هم به وجود آورد. در کل نگاه موسوی خوئینی‌ها از ابتدا با نگاه امام (ره) و شاگردان حقیقی امام (ره) و فقه سنتی متعارض و متفاوت بوده و قدری مسائل شخصی هم در این رابطه هست.
● چگونه شبکه‌های اجتماعی به آشوب‌ها در ایران شکل دادند؟
پایگاه اینترنتی مؤسسه تحقیقاتی هریتیج گزارشی به قلم جیمز.جی.کارافانو (James jay carafano ) پژوهشگر ارشد مطالعات امنیت ملی موسسه تحقیقاتی هریتیج امریکا که دارای 25 سال سابقه خدمت در ارتش امریکا تا درجه سرهنگ دومی است، منتشر کرد که به نقش شبکه‌های اجتماعی و اینترنتی در حوادث پس از انتخابات ایران اختصاص دارد.
● سخنرانی بسیار مهم آقای هاشمی رفسنجانی
اوایل انقلاب به تیپ عمامه به سر و روحانی با یك چشم نگاه میكردید و حال كه دو سال گذشته، صفوف مشخص شده و جامعه فهمیده كدام روحانی حق و كدام ناحق بود، چه كسی راست و چه كسی دروغ میگفت.
 
 
 
انذار روح اللهی نایب الامام به سران فتنه:
در پیش چشم ملت نابود خواهید شد/ قانون‌شکنی و اغتشاش زمینه جسارت به امام شد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در آستانه ماه محرم در دیدار هزاران نفر ازمبلغین، طلاب، روحانیون، فضلاء، اساتید حوزه های علمیه و جمعی از ائمه جماعات مساجد تهران نكات مهمی را در رابطه با مسایل اخیر كشور بیان فرمودند.متن كامل بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای مقام معظم رهبری به شرح زیر است:


بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض می‌كنیم به همه‌ برادران عزیز، خواهران عزیز كه در این جمع نورانى حضور دارید. بحمداللَّه علماى محترم، فضلاى گرامى، طلاب عزیز، اساتید و مدیران حوزه‌ علمیه‌ قم، همه در این جمع تشریف دارید و جمع ممتاز و كم‌نظیرى است.

مناسبت هم مناسبت تبلیغ است؛ یعنى در واقع كار اصلى و جوهرى من و شما. ایام هم ایام كاملاً مناسبى است و ایام الهام‌بخشى است؛ دیروز، روز مبارك مباهله بود؛ چند روز دیگر ایام محرّم شروع خواهد شد؛ روز بیست و هفتم آذر - چند روز دیگر - روز پیوند یا وحدت حوزه و دانشگاه است. همه‌ این مناسبتها براى ما كه كمربسته‌ تبلیغ دین و ابلاغ حقیقت به دلها و ذهنها هستیم، مناسبتهاى مهم و درس‌آموزى است.

روز مباهله، روزى است كه پیامبر مكرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانى خود را به صحنه مى‌آورد. نكته‌ى مهم در باب مباهله این است: «و انفسنا و انفسكم» در آن هست؛ «و نساءنا و نساءكم»*** 1 آل عمران: 61 *** در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اكرم انتخاب می‌كند و به صحنه مى‌آورد براى محاجه‌اى كه در آن باید مایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد. هیچ سابقه نداشته است كه در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیران خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را - كه برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائى بودن روز مباهله به این شكل است. یعنى نشان دهنده‌ این است كه بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ مى‌آورد به میدان با این داعیه كه می‌گوید بیائیم مباهله كنیم؛ هر كدام بر حق بودیم، بماند، هر كدام بر خلاف حق بودیم، ریشه‌كن بشود با عذاب الهى.

همین قضیه در محرّم اتفاق افتاده است به شكل عملى؛ یعنى امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) هم براى بیان حقیقت، روشنگرى در طول تاریخ، عزیزترین عزیزان خود را برمی‌دارد مى‌آورد وسط میدان. امام حسین (علیه‌السّلام) كه می‌دانست حادثه چه جور تمام خواهد شد؛ زینب را آورد، همسران خود را آورد، فرزندان خود را آورد، برادران عزیز خود را آورد. اینجا هم مسئله، مسئله‌ تبلیغ دین است؛ تبلیغ به معناى حقیقى كلمه؛ رساندن پیام، روشن كردن فضا؛ ابعاد مسئله‌ى تبلیغ را این جورى می‌شود فهمید كه چقدر مهم است. در آن خطبه «من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه ناكثا لعهداللَّه ... و لم‌یغیّر علیه بفعل و لا قول كان حقّا على اللَّه ان یدخله مدخله»؛*** 2 مقتل ابى‌مخنف، ص 85؛ «هر كس سلطان ستمكارى را ببیند كه حرام خدا را حلال می‌شمارد و پیمان خدا را می‌گسلد، ... اگر با رفتار و گفتار خود كارهاى او را تغییر ندهد، سزاست كه خداوند او را با وى محشور كند.»

یعنى وقتى او دارد فضا را به این شكل آلوده می‌كند، خراب می‌كند، باید یا با فعل یا با قول آمد روشنگرى كرد. و امام حسین (علیه‌السّلام) این كار را انجام می‌دهد، آن هم با این هزینه‌ سنگین؛ عیالات خود، همسران خود، عزیزان خود، فرزندان امیرالمؤمنین، زینب كبرى، اینها را برمی‌دارد مى‌آید وسط میدان.

یك بُعد امروزى قضیه هم آن مناسبت سوم است، كه پیوند حوزه و دانشگاه است. اینجا هم مسئله، مسئله‌ ساختن و رساندن است. ارتباط مجموعه‌ عظیم دانشجوئى كشور با علماى دین، با جوانان شاغل در راه معرفت دینى و تبلیغ دینى، چیزى است كه مطلوب در این مناسبت است؛ یعنى این مناسبت براى آن هست. وحدت حوزه و دانشگاه یعنى این. والّا مراد وحدت عینى و خارجى كه نبود. این كه معنا ندارد. حوزه، حوزه است، دانشگاه، دانشگاه است؛ یعنى این پیوند حقیقى بین دو مجموعه‌ اثرگذار و مهمى كه تا آن روز كه از سوى امام عزیز بیان شد و ابراز شد، سیاستها بر این بود كه این دو را از هم دور نگه دارند و جدا نگه دارند: دانشگاه از اسلام دور بماند، حوزه از تحولات جهانى و پیشرفتهاى علمى فاصله بگیرد؛ اینها از هم دور بشوند؛ یعنى این دو بال با هم تلاش نكنند، هماهنگ نباشند. این، برمی‌گردد به مسئله‌ تبلیغ. اهمیت تبلیغ، این است. درس هم كه می‌خوانیم، براى این است كه بتوانیم پیام الهى را ابلاغ كنیم، برسانیم؛ حالا چه در زمینه‌ معارف دینى، چه در زمینه‌ احكام دینى، چه در زمینه‌ اخلاق الهى.

پس این مناسبتها و این اصل مسئله‌ تبلیغ، ناظر است به عمل، همراه با بصیرت و یقین. باید بصیرت باشد. یقین، یعنى همان ایمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پایه‌ این بصیرت و یقین، حركت انجام بگیرد. اگر بصیرت بود، یقین بود، اما كارى انجام نگرفت، این مطلوب نیست؛ تبلیغ نشده است. اگر چیزى تبلیغ شد، اما بدون بصیرت و بدون یقین - هر كدام از اینها كم باشد - یك پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. این یقین همان چیزى است كه «ءامن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون كلّ ءامن باللَّه و ملائكته و كتبه و رسله»؛*** 1 بقره: 285؛ «پیامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند ...»

یعنى اولْ‌كسى كه به پیام، اعتقاد و ایمان عمیق پیدا می‌كند، خودِ پیام‌آور است. اگر این نبود، كار دنباله پیدا نخواهد كرد، نفوذ نخواهد كرد. آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد؛ همچنانى كه حالا درباره‌ى بصیرت مطالبى گفته شده است و روشن است. این، می‌شود عمل صالح. یعنى «انّ الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات»،*** 2 بقره: 277؛ «كسانى كه ایمان آورده‌اند و كارهاى شایسته كرده‌اند...» *** واقعاً عمل صالح و مصداق اتمّ عمل صالح، همین تبلیغ است كه انجام باید بگیرد. پس در باب تبلیغ، باید فكر كرد، باید كار كرد. این نكته‌اى را كه جناب آقاى مقتدائى*** 3 رئیس حوزه‌ علمیه‌ قم *** اخیراً در بیانشان ذكر كردند، من نشنیده بودم و براى من نكته‌ مهمى است كه گفتند مركزى براى طراحى در باب تبلیغ دین تشكیل شده است. خب، این همان چیزى است كه من خواستم مطالبه كنم كه این كار باید انجام بگیرد.
ببینید امروز تبلیغ در دنیا خیلى نقش پیدا كرده است و همیشه همین جور بوده است. قبلاً این ابزارها نبود؛ این ارتباطهاى نزدیك نبود. ما معممین یك امتیاز داریم كه تبلیغ رویاروى و چهره‌به‌چهره می‌كنیم. این یك كار بى‌نظیرى است كه هیچ چیزى جاى این را نمی‌گیرد؛ منبر رفتن، با مردم حرف زدن. این، از سایر شیوه‌هاى تبلیغ، از جهاتى كارسازتر است - آن جهات هنرى و غیره، آنها هم در جاى خود لازم است - اما این یك تأثیرى دارد، یك خلأئى را پر می‌كند كه سایر دستگاه‌ها و شیوه‌هاى تبلیغى این اثر را ندارد. پس تبلیغ مهم است و امروز ابزار اساسى است. ما هم یكى از شیوه‌هاى مؤثر تبلیغ را در اختیار داریم.

می‌خواهیم عرض بكنیم تبلیغ باید جریان ساز باشد، تبلیغ باید گفتمان ساز باشد، تبلیغ باید فضا ایجاد كند؛ گفتمان ایجاد كند. گفتمان یعنى یك مفهوم و یك معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌اى از زمان در یك جامعه. آنوقت، این می‌شود گفتمان جامعه. این، با كارهاى جدا جداى برنامه‌ریزى نشده، حاصل نخواهد شد؛ این كار احتیاج دارد به برنامه‌ریزى و كارِ فعال و مثل دمیدن پیوسته‌ در وسیله‌ فشارى است كه می‌تواند آب یا مایه‌ حیات یا هوا را به نقاط مختلفى كه مورد نظر است، برساند. باید دائم با این دم دمید، تا این اشتعال همیشه باقى بماند. این كار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامه‌ریزى احتیاج دارد.

این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است كه اندیشه‌ دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا كند. اندیشه‌ دینى كه رشد پیدا كرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مى‌آورد و همان چیزى می‌شود كه پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح، در مواردى بیدارباش، در مواردى هشدار؛ اینها كاركردهاى تبلیغ است؛ آثار و نتایجى است كه بر تبلیغ مترتب می‌شود.

یك نمونه، همین تبلیغات ماه محرّم است كه به مناسبت عزادارى محرّم انجام می‌گیرد. این، بهترین فرصت براى تبلیغ كردن است. از این فرصت باید استفاده كرد براى همان مطلبى كه عرض شد؛ شاخص ایجاد بشود؛ مایز، شاخص سازى، معالم‌الطریق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد كه نشان بدهد راهِ فلان جا از كجاست، طرف راست است یا طرف چپ است، این سیر كننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص باید معیّن كرد، انگشت اشاره را بایستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنیائى كه اساس كار دشمنان حقیقت بر فتنه‌سازى است، اساس كار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد كه بصیرت را، راهنمائى را، هرچه می‌توانند، برجسته‌تر كنند و این شاخصها را، این مایزها را، این معالم‌الطریق را بیشتر، واضح‌تر، روشن‌تر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، كه مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند.

در تبلیغ یك مطلب این است - در آیه‌ سوره‌ مباركه احزاب است، كه تلاوت كردند - «الّذین یبلّغون رسالات‌اللَّه و یخشونه و لایخشون احدا الّااللَّه و كفى باللَّه حسیبا».*** 1 احزاب: 39؛ «همان كسانى كه پیامهاى خدا را ابلاغ می كنند و از او می‌ترسند و از هیچ كس جز خدا بیم ندارند و خدا براى حسابرسى كفایت می‌كند.» *** تبلیغِ رسالات‌اللَّه، با این دو تا شرط عملى است: «یخشونه»، این یك. «و لا یخشون احدا الّا اللَّه». اولاً خشیت الهى لازم است؛ براى خدا باشد، در راه خدا باشد، ملهم از تعلیم الهى باشد. اگر برخلاف الهام الهى و ملهمات از تعلیم الهى باشد، گمراهى است، ضلالت است. «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال».*** 2 یونس: 32؛ «... و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟...» *** فهمیدن حق با خشیت الهى حاصل می‌شود. بعد، در مرحله‌ بیان حق: «و لایخشون احدا الّا اللَّه». چرا؟ چون حق و حقیقت، دشمن دارد؛ بیان حقیقت آسان نیست. دشمنان حقیقت دنیادارانند، قدرتمندانند، طواغیت عالمند؛ در طول تاریخ این جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى كه دولت حقه‌ ولى‌عصر (ارواحنا فداه) ظهور بكند، همین جور خواهد بود. این قدرتمندان بیكار كه نمی‌مانند؛ ایجاد اشكال می‌كنند، ضربه می‌زنند، از همه‌ ابزارهایشان استفاده می‌كنند. پس باید «و لایخشون احدا الّا اللَّه» وجود داشته باشد، والّا اگر از غیر خدا ترسى وجود داشت - به انواع و اقسامه. ترس هم یك جور نیست - راه دیگر منسد خواهد شد. یك وقت این است كه انسان ترس از جانش دارد، یك وقت ترس بر مال دارد، یك وقت ترس بر آبرو دارد، یك وقت ترس از حرف و گفتِ این و آن دارد؛ اینها همه ترس است. این ترسها را باید گذاشت كنار؛ «و لایخشون احدا الّا اللَّه». این، زحمت زیادى دارد. این رنج را، این زحمت را خیلى اوقات هم افراد نمی‌فهمند، مردم درك نمی كنند چه رنجى دارد كشیده می‌شود. دنباله‌اش می‌فرماید: «و كفى باللَّه حسیبا»؛ حساب و كتاب را بگذار به عهده‌ خدا. اخلاص، اقدامِ همراه با یقین، همراه با شجاعت و شهامت، و حساب و كتاب را به عهده‌ خدا گذاشتن. این می‌شود آن قواره‌ كلى تبلیغ اسلامى.

این را هم من در مورد تبلیغ در دوران محرّم - كه حالا در پیش هست - عرض بكنم كه بعضى حالا ممكن است بگویند شما می‌خواهید نهضت امام حسین را بیان بكنید، خیلى خب، بروید بیان كنید، دیگر روضه‌خوانى و گریه و زارى و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان كنید كه حضرت این كار را كردند، این كار را كردند، هدفشان هم این بود. این، خیلى فكر خطائى است، نگاه غلطى است. این عاطفه‌ نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفى، پشتوانه‌ بسیار ارزشمند پیوند فكرى و پیوند عملى است. بدون این پشتوانه، خیلى سخت می‌شود در این راه حركت كرد. این پیوند عاطفى، خیلى مهم است. اینى كه امام راحل (رضوان اللَّه علیه) فرمودند عزادارى به سبك سنتى، این یك حرف از روى عادت نبود؛ حرف بسیار عمیقى است؛ ژرف‌نگرانه است. ببینید در قرآن نسبت به اولیاء الهى سه تعبیر وجود دارد:

یك تعبیر، تعبیر ولایت است؛ «انّما ولیّكم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّكوة و هم راكعون»؛*** 1 مائده: 55؛ «ولىّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و كسانى كه ایمان آورده‌اند؛ همان كسانى كه نماز برپا می‌دارند و در حال ركوع زكات می‌دهند.» *** بحث ولایت. معلوم است كه پیوند، ارتباط، معرفت، اینها داخل در زیرمجموعه‌ ولایت است.

یك بحث، بحث اطاعت است؛ «اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و اولى الامر منكم»؛*** 1 نساء: 59؛ «... خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت كنید ...» *** اطاعت رسول و اطاعت اولى‌الامر. این، در عمل است. در میدان عمل باید اطاعت كرد، پیروى كرد.

اما یك بحث سومى وجود دارد و آن، بحث مودت است. «قل لا اسئلكم علیه اجرا الّا المودّة فى القربى».*** 2 شورى: 23؛ «... بگو به ازاى آن [رسالت‌] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى درباره‌ خویشاوندان ...» *** این مودت چیست دیگر؟ ولایتِ اینها را داشته باشید، اطاعت هم از اینها بكنید؛ مودت براى چیست؟ این مودت، پشتوانه است. اگر این مودت نباشد، همان بلائى بر سر امت اسلامى خواهد آمد كه در دورانهاى اول بر سر یك عده‌اى آمد كه همین مودت را كنار گذاشتند، بتدریج اطاعت و ولایت هم كنار گذاشته شد. بحث مودت خیلى مهم است. این مودت، با این ارتباطات عاطفى حاصل می‌شود؛ ماجراى مصیبتهاى اینها را گفتن، یك جور ایجاد ارتباط عاطفى است؛ ماجراى مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یك جور دیگر پیوند عاطفى است.

بنابراین، این عزادارى‌هائى كه انجام می‌گیرد، این گریه و زارى‌اى كه می‌شود، این تشریح حوادث عاشورا كه می‌شود، اینها چیزهاى لازمى است. یك عده از موضع روشنفكرى نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین كارهائى كه مردم می‌كنند. البته یك شكل‌هاى بدى وجود دارد كه گفته‌ایم؛ مثل قمه زدن كه گفتیم این ممنوع است، نباید این كار انجام بگیرد؛ این، مایه‌ دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهل‌بیت است. اما همین عزادارى متعارفى كه مردم می‌كنند؛ دسته‌جات سینه‌زنى راه مى‌اندازند، عَلَم بلند می‌كنند، اظهار محبت می‌كنند، شعار می‌نویسند، می‌خوانند، گریه می‌كنند؛ اینها ارتباط عاطفى را روزبه‌روز بیشتر می‌كند؛ اینها خیلى چیزهاى خوبى است. این، اهمیت تبلیغ.

بنابراین در حوزه‌ علمیه - كه مركز هم از همه جهت قم است - باید براى این ترتیب دادن و جریان‌سازى و هماهنگ كردن و سیاستگذارى براى تبلیغ، حتماً یك كار خوبى انجام بگیرد - كه حالا مژده‌اش را دادند - ان‌شاءاللَّه كه این كار دنبال بشود. اى بسا در یك برهه‌اى برخى از مسائل بایست تبلیغ بشود كه مثلاً پنج سال، ده سال به آن نیاز است و ممكن است پنج سال بعد، آن موضوع اصلاً مورد نیاز نباشد. این كار را باید طراحى كرد. ما این را همیشه سفارش می‌كنیم به مبلغین، به طلاب، به فضلا كه نیازسنجى كنید و بر طبق نیاز مخاطب و استفهام مخاطب، حرف بزنید؛ اما این كارِ یك فرد نیست. افراد ممكن است در این شناخت و ارزیابى هم بعضاً اشتباه بكنند. این، كار یك جمع متمركز و یك برنامه‌ریزى است، كه ان‌شاءاللَّه باید انجام بگیرد.

مهمترین برهه‌اى و زمان و مكانى كه تبلیغ، آنجا معنا می‌دهد، جایى است كه فتنه وجود داشته باشد. بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود. بعد از پیغمبر، در زمان امیرالمؤمنین زحماتى بود كه از درگیرى و چالش حكومت اسلامى با افرادى كه مدعى اسلام بودند، به وجود مى‌آمد. بعد هم همین جور؛ در دوران ائمه (علیهم‌السّلام) هم همین جور؛ دوران غبارآلودگى فضا. والّا آن وقتى كه جنگ بدر هست، كار، دشوار نیست؛ آن وقتى كه در میدانهاى نبرد حاضر می‌شوند، با دشمنانى كه مشخص است این دشمن چه می‌گوید، كار دشوار نیست. آن وقتى مسئله مشكل است كه امیرالمؤمنین در مقابل كسانى واقع می‌شود كه اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛ اینجور نبود كه معتقد به اسلام هم نباشند، از اسلام برگشته باشند؛ نه، معتقدند به اسلام، راه را غلط می‌روند، هواهاى نفسانى كار دستشان می‌دهد. این، مشكلترین وضع است كه افراد را به شبهه مى‌اندازد؛ به طورى كه اصحاب عبداللَّه‌بن‌مسعود مى‌آیند خدمت حضرت، می‌گویند «انّا قد شككنا فى هذا القتال»!*** 1 وقعة صفین، ص 115: «ما در این جنگ شك داریم.» *** چرا باید شك كنند؟ این شك خواص، پایه‌ حركت صحیح جامعه‌ اسلامى را مثل موریانه می‌جود. اینى كه خواص در حقایق روشن تردید پیدا كنند و شك پیدا كنند، اساس كارها را مشكل می‌كند. مشكل كار امیرالمؤمنین، این است. امروز هم همین است. امروز در سطح دنیا كه نگاه كنید، همین جور است؛ در سطح داخل جامعه‌ خودمان كه نگاه كنید، همین جور است. تبیین لازم است.

در سطح بین‌المللى، امروز دشمنان از همه‌ ابزارها دارند استفاده می‌كنند براى مشوب كردن اذهان عمومى آحاد بشر - ملتها - خواصشان و عوامشان؛ تا هر جا دستشان برسد. دارند براى این تلاش می‌كنند. ادعاى قانون‌گرائى می‌كنند، ادعاى حقوق بشر می‌كنند، ادعاى طرفدارى از مظلوم می‌كنند. خب، اینها حرفهاى قشنگى است، اینها حرفهاى جاذبه‌دارى است؛ اما حقیقت چیز دیگرى است. این رئیس جمهور آمریكا - همین چند روز قبل از این - می‌گوید: ما دنبال این هستیم كه دولتهاى قانون‌شكن پاسخگو باشند. خب، كدام دولت قانون‌شكن است؟ كدام دولت قانون‌شكن‌تر از دولت آمریكاست؟ دولت آمریكا با كدام قانون عراق را اشغال كرد و این همه خسارت و تلفات انسانى و مادى و معنوى بر ملت عراق وارد كرد؟ بر اساس یك شایعه‌ دروغى كه خودشان به وجود آورده بودند، حمله كردند عراق را اشغال كردند كه صدها هزار مردم عراق در این چند سال كشته شدند و چند میلیون مردم عراق آواره شدند. چندى پیش در خبرها آمده بود پانصد و پنجاه دانشمند عراقى به وسیله‌ اسرائیلى‌ها ترور شدند. این، چیز كمى است؟! جوخه‌هاى ترور بسیج شدند، رفتند دانشمندان عراقى را یكى یكى پیدا كردند، ترور كردند. این، بر اثر اشغال آمریكاست. با كدام قانون شما وارد عراق شدید؟ با كدام قانون تا حالا مانده‌اید؟ با كدام قانون دارید با مردم عراق اینجور اهانت‌آمیز رفتار می‌كنید؟ با كدام قانون افغانستان را اشغال كردید؟ با كدام قانون بین‌المللىِ عقل‌پسند دارید نیروهاتان را در افغانستان افزایش می‌دهید؟ چقدر اتفاق افتاد این حادثه كه هواپیماهاى آمریكائى، كاروانهاى عروسى را در افغانستان به خاك و خون كشیدند؟ در طول این چند سال بارها و بارها اتفاق افتاد؛ ده‌ها نفر در هر حادثه‌اى كشته شدند؛ مردمى كه در یك عروسى شركت كرده بودند. آن وقت افسر آمریكائى با وقاحت تمام می‌گوید: ما دنبال طالبان هستیم! هر جا طالبان را پیدا كنیم، می‌زنیم! به عروسى مردم چه كار دارید؟ به زندگى مردم چه كار دارید؟ همین چندى پیش در هرات، یكى از این حوادث را به وجود آوردند، بیش از صد نفر كشته شدند كه پنجاه‌تاشان كودكان بودند. مظهر بى‌قانونى شما هستید. قانون‌شكن‌ترین دولتها، امروز دولت آمریكاست.

حقیقت قضیه این است؛ اما زبانى كه به كار می‌برند، آن چیزى است كه گفتم: ما با قانون‌شكنى مخالفیم! دولتهاى قانون‌شكن باید پاسخگو باشند! ببینید، فتنه یعنى این. چه چیزى می‌تواند این توطئه‌ها را، این جریان گندابِ فاسد را از مجموعه‌ افكار عمومى عالم جمع بكند جز روشنگرى؛ و این ظلمات را بشكند. چه می‌تواند بشكند، جز چراغ و مشعل بیان حقیقت؟ ببینید چقدر وظیفه، سنگین است.

در زمینه‌هاى مسائل دینى هم همین جور است. یكى از كارهائى كه امروز دستهاى فتنه‌انگیز در دنیا بجد دنبالش هستند، اختلافات مذهبى در بین مسلمانهاست. چون منطقه‌اى كه مسلمانها در آن زندگى می‌كنند، منطقه‌ حساسى است، منطقه‌ پر فایده‌اى است، منطقه‌ راهبردى است، منطقه‌ نفت است و آنها به اینجا احتیاج دارند؛ اسلام هم مزاحم است. پس بایستى یك جورى مشكل اسلام را براى خودشان حل كنند. یكى از راه‌هاى خوبى كه پیدا كرده‌اند، ایجاد اختلاف بین مسلمانهاست؛ وسیله‌ اختلاف هم تعصبات مذهبى. چه چیزى می‌تواند در مقابل این، ایستادگى بكند؟ بصیرت، روشنگرى، تبلیغ صحیح، در دام دشمن نیفتادن. این، عرصه‌ بین‌المللى است.

در عرصه‌ داخلى هم همین جور. شما ملاحظه كنید یك عده‌اى قانون‌شكنى كردند، ایجاد اغتشاش كردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى كه می‌توانستند، تشویق كردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن كارى كه می‌خواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را كردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز كردند، جرأت به آنها دادند؛ كارى كردند كه دشمنان امام - آن كسانى كه بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا كنند بیایند توى دانشگاه، به عكس امام اهانت بكنند؛*** 1 شعار حضار (روح منى خمینى - بت شكنى خمینى) *** كارى كردند كه دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى كه مطمئناً اینها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق كار براى كشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یك چنین اهانتى، یك چنین كار بزرگى انجام بدهند. آن قانون‌شكنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان - تشویقشان به اغتشاش و كشاندن مردم به عرصه‌ اغتشاشگرى - این هم نتایجش. این خطاها اتفاق مى‌افتد، عمل خلاف انجام می‌گیرد، كار غلط انجام می‌گیرد، بعد براى اینكه این كار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست می‌شود! فلسفه می‌بافند؛ استدلال برایش درست می‌كنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همه‌مان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. كار خطا را می‌كنیم، بعد براى اینكه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از كار خودمان دفاع كنیم، یك فلسفه‌اى برایش درست می‌كنیم؛ یك استدلالى برایش می‌تراشیم!

خب، اینها ایجاد فتنه می‌كند؛ یعنى فضا را فضاى غبارآلود می‌كند. شعار طرفدارى از قانون می‌دهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام می‌دهند. شعار طرفدارى از امام می‌دهند، بعد كارى می‌كنند كه در عرصه‌ طرفداران آنها، یك چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عكس امام اهانت بشود. این، كار كمى نیست؛ كار كوچكى نیست. دشمنان از این كار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم می‌كنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم می‌گیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل می‌كنند؛ تشویق می‌شوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران. اینجا آن چیزى كه مشكل را ایجاد می‌كند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است كه در بیان امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) هست: «و لكن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالك یستولى الشّیطان على اولیائه»؛*** 1 نهج البلاغه، خطبه‌ى 50؛ «و همواره پاره‌اى از حق و پاره‌اى از باطل را در هم مى‌آمیزند و در چنین حالى شیطان بر یاران خود مسلط می‌شود.» *** یك كلمه‌ حق را با یك كلمه‌ باطل مخلوط می‌كنند، حق بر اولیاء حق مشتبه می‌شود. اینجاست كه روشنگرى، شاخص معیّن كردن، مایز معیّن كردن، معنا پیدا می‌كند.

آن كسى كه براى انقلاب، براى امام، براى اسلام كار می‌كند، بمجردى كه ببیند حرف او، حركت او موجب شده است كه یك جهتگیرى‌اى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه می‌شود. چرا متنبه نمی‌شوند؟ وقتى شنفتند كه از اصلى‌ترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف می‌شود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند كه دارند راه را غلط می‌روند، اشتباه می‌كنند؛ باید تبرى كنند. وقتى مى‌بینند در روز قدس كه براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده می‌شود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بكشند كنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مى‌بینند سران ظلم و استكبار عالم از اینها حمایت می‌كنند، رؤساى آمریكا و فرانسه و انگلیس و اینهائى كه مظهر ظلمند - هم در زمان كنونى، هم در دوره‌ تاریخىِ صد سال و دویست ساله‌ تا حالا - دارند از اینها حمایت می‌كنند، باید بفهمند یك جاى كارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مى‌بینند همه‌ آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت می‌كند، توده‌اى از اینها حمایت می‌كند، رقاص و مطرب فرارى از كشور از اینها حمایت می‌كند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند كه كارشان یك عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمی‌خواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى می‌كنند؟ آیا می‌شود با بهانه‌ عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، كه ما عقلانیت بخرج می‌دهیم! این عقلانیت است كه دشمنان این ملت و دشمنان این كشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما كف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش كنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطه‌ مقابل عقل است. عقل این است كه بمجردى كه دیدید برخلاف آن مبانى‌اى كه شما ادعایش را می‌كنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بكشید كنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى كه دیدید به عكس امام اهانت شد، به جاى اینكه اصل قضیه را انكار كنید، كار را محكوم كنید؛ بالاتر از محكوم كردنِ كار، حقیقت كار را بفهمید، عمق كار را بفهمید؛ بفهمید كه دشمن چه جورى دارد برنامه‌ریزى می‌كند، چه می‌خواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند. من تعجب می‌كنم! كسانى كه اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یك سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به بركت انقلاب اسم و رسمى پیدا كردند و همه چیزشان از انقلاب است، مى‌بینید كه دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف كشیدند، خوشحالند، می‌خندند؛ اینها را كه مى‌بینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید.

شما برادران سابق ما هستید. اینها كسانى هستند كه بعضى از اینها، یك وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار می‌گرفتند. حالا ببینند كه كسانى كه به نام اینها شعار می‌دهند، عكس اینها را روى دستشان می‌گیرند، اسم اینها را با تجلیل مى‌آورند، درست نقطه‌ مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزه‌خورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میكنند؛ اینها را مى‌بینید، خب، بكشید كنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشكالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت كنند؛ حالا هى ادعا كردند، فرصت هم داده شد؛ گفتیم بیائید، نشان بدهید، ثابت كنید؛ نتوانستند، نیامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء میكند كه انسان ولو این رئیس جمهورى را كه انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع كند. خب، معلوم است هیچ كسى نمیتواند بگوید این كسى كه انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى كه انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاك است، معیار است. چرا اینجورى میشود؟ چرا؟ این، هواى نفس است.

اینها مال امروز هم نیست. كسانى كه از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیكان امام در دهه‌ى اول انقلاب و در حال حیات امام، كه كارشان به مقابله‌ى با امام كشید؛ كارشان به معارضه‌ى با امام كشید؛ ایستادند پاى اینكه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حركت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات كنند؛ اما بعد زاویه پیدا كردند. خب، انقلاب اینها را مطرود كرد. كسانى كه از نزدیكان امام بودند، از یاران امام بودند، كارشان كشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همه‌ى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم.
من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداكثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى كأنه خودشان اصرار دارند بر اینكه از نظام فاصله بگیرند. یك اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - كه مبارزات انتخاباتى بود - یك عده‌اى تبدیل كردند به مبارزه‌ى با نظام - البته اینها اقلیتند، كوچكند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لكن به نام اینها شعار می‌دهند، اینها هم دل خوش میكنند به این - این باید مایه‌ى عبرت باشد. تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها روشن بكند كه بفهمند دارند خطا میكنند و اشتباه می‌كنند.

البته این نظام، نظام الهى است؛ این نظام، نظامى است كه خداى متعال لطف خود و حمایت خود را از این نظام به مرات و كرات نشان داده است؛ تجربه‌هاى ما از اول انقلاب همه‌اش همین را نشان میدهد. ما اگر با خدا باشیم، خدا با ماست.این كسانى كه و این جهانخواران كه امروز در سطح بین‌المللى با این منطقهاى مغلوط و با این منطقهاى مخدوش - كه اشاره كردم - میخواهند دنیا را اداره بكنند و بر دنیا سیطره پیدا بكنند، مطمئناً به وسیله‌ى این ملت و به وسیله‌ى ملتهاى مستقل، به حول و قوه‌ى الهى تودهنى خواهند خورد. اینها نه اسلام را شناختند، نه این ملت را شناختند، نه این انقلاب را شناختند، نه امام راحل عظیم‌الشأن ما را شناختند؛ نمیدانند با كى طرف شده‌اند. این ملت را هم نشناختند؛ این ملت، ملت مقاومى است. جوانهاى ما جوانهائى هستند كه به معناى حقیقى كلمه از عمق جانشان تلاش میكنند براى سعادت؛ سعادتى كه در اسلام هست. دانشجوهاى ما هم همین جورند؛ دانشجوهاى ما امروز جزو برترین دانشجوها هستند؛ نه فقط از لحاظ ذهن و علم، بلكه حتّى از لحاظ صفا، معنویت، ایمان؛ دانشجوهاى ما خیلى خوبند. توى همین قضایا هم بارها دیده شده؛ دانشگاه بسیار آزمایش خوبى داد. در همین قضایا نشان داد كه توى صحنه است، آگاه است، بیدار است. هرچه هم این ارتباط حوزه و دانشگاه، این پیوند حوزه و دانشگاه بیشتر بشود، این معنویت، این روحیات، بیشتر خواهد شد.

ما البته درخواستمان از مردم این است: در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت كردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لكن آرامش‌شان را حفظ كنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ كنید. این كسانى كه در مقابل شما قرار دارند، اینها كسانى نیستند كه ریشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت كنند؛ نه. با آرامش؛ همه كار با آرامش. اگر یك وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه كه وظیفه‌شان باشد، انجام می‌دهند. البته شناسائى كنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را كه منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه كنند. این خودش یك تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه كنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لكن همه كار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیرى مصلحت نیست؛ این چیزى است كه دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند كه مردم در ناامنى زندگى كنند، ناراحت بشوند، كلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگى‌شان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بكند؛ صنعتگر، كشاورز، بازرگان، بتوانند همه كارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى این مجموعه‌ى دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنى باشند. این كسانى كه محیط دانشگاه را با این اغتشاشگرى ناامن می‌كنند، با مردم مواجه‌اند، با مردم طرفند.

البته دستگاه‌هاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل كنند.

بدانید جوانان عزیز! طلاب عزیز! فضلاى جوان! بدانید كه این آیه‌ى مباركه: «فامّا الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع النّاس فیمكث فى الارض»،*** 1 رعد: 17؛ «... اما كف بیرون افتاده از میان میرود، ولى آنچه به مردم سود میرساند، در زمین [باقى‌] میماند...» *** امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و این را شما خواهید دید. به فضل الهى خواهید دید كه «و امّا ما ینفع النّاس فیمكث فى الارض»، این بناى استوار كه هندسه‌ى آن الهى است، بناى آن هم با دست یك مرد الهى است، بقاء آن هم با اراده‌ى این ملت عظیم و با ایمان این ملت عظیم است، استوار خواهد ماند و ان‌شاءاللَّه این درخت روزبه‌روز ریشه‌دارتر خواهد شد و خواهید دید كه این مخالفان، این كسانى كه با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت میكنند، «فیذهب جفاء»؛ اینها در مقابل چشم شما ان‌شاءاللَّه نابود خواهند بود.

امیدواریم خداوند متعال قلب مقدس ولى‌عصر را نسبت به همه‌ى ما مهربان بفرماید و دعاى آن حضرت را شامل حال ما بفرماید و ارواح طیبه‌ى شهدا و روح امام بزرگوار را ان‌شاءاللَّه از ما راضى كند.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

 
 
 
 
دلیل یا دلایل مشوش شدن فضای پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم چه بود؟

راهپیمایی اعتراض آمیز در سراسر كشور

راهپیمایی اعتراض آمیز در تهران

تجمع دانشجویان در مقابل سفارت انگلیس

احمدی‌نژاد در اصفهان 1388/9/11

پایان بادکنک سبز!

کینه غرب

16آذر آمریکا را زیر پا می گذاریم

کرباسچی بالاخره آفتابی شد!

خشونت ممنوع!

دخیلک یا آمریکا

جنبش سبز=حذف جمهوریت و اسلامیت نظام

تصویر منتشر نشده از احمدی‌نژاد و ثمره در کردستان

تعهدنامه شیخ غلامحسین کرباسچی

كاریكاتور: پیمان رفاقت!

میرحسن؛ پایان یک رویا!

كاریكاتور:جوایز ساختگی بدهید

آوارگان یمنی

اتحاد سبز غرق می شود!

احمدی‌نژاد در جمع ایرانیان مقیم ترکیه

بیانیه موسوی!!

کاریکاتور:پیام جین‏شارپ به سبزی‏ها:برهنه شوید!

هندوانه سبز زیر بغل کروبی

طرح/ما بیشماریم...!

تجمع دانشگاهیان شیراز در دفاع از حریم قانون

طرح/ راه اندازی آزمایشی تلویزیون سبز

کاریکاتور: جمع آشوب

قلبهای بیمار [جوان آنلاین/میثم محمدحسنی]

The game is over [جوان آنلاین/میثم محمد حسنی]

روایت تصویری ضدانقلاب از کاهش شدید پیاده‌نظام سبزها

سایت موسوی برای فروش گذاشته شد!