تبلیغات
ایران ما - اشغال لانه جاسوسی آمریكا به روایت «اصغرزاده»،«بی طرف» و «بهزادیان»
 
● امام(ره) تا لحظه ای كه زنده بود، با مستكبران تنش داشت/ شعار "نه‎غزه نه‌لبنان" مخالف شرع، شرف و قانون اساسی
دکتر حسن رحیم‌پور ازغدی در همایش "تفكر بسیجی و گفتمان انقلاب" كه در مجتمع فرهنگی دانشجویی 13 آبان، لانه جاسوسی سابق امریکا برگزار شد، با بیان این که برای تحلیل گفتمان انقلاب اسلامی، کار تئوریک ضروری است، اظهار داشت: در بررسی های تئوریک، تفاوت ها و شباهت های ایدئولوژی انقلاب با دیگر مکاتب و ایدئولوژی ها مشخص می شود.
● تایم: جنبش سبز ایران از آمریكا درخواست كمك كرده است
به گزارش فارس، مجله آمریكایی "تایم " در گزارشی نوشت: پس از بیش از پنج ماه، جنبش سبز مخالف ایران برای درخواست كمك به آمریكا روی می‌‌آورد.
● انتقاد لاریجانی از فضای تهمت زنی در کشور!
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: گستره فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی در مسائل فرهنگی، سیاسی و دیپلماتیک و سعه صدر ایشان به گونه ای است که همه گرایش های سیاسی می توانند فعالانه به ایشان تکیه کنند و انحصاری هم در این زمینه وجود ندارد و ایشان اجازه چنین انحصاری را نمی دهند.
● پاسخ آیات عظام مکارم شیرازی و نوری همدانی به استفتاء روزنامه‌نگاران
جنبش «آشوب‌طلب و بدعت‌آفرین‌ سبز» پس از آنکه ‌157 روز آبستن مرام‌ها و ایدئولوژی های آنارشیستی و تخیل‌گرایانه بود سرانجام با زایش یک تئوری ناقص‌الخلقه به نام «دین سبز» فارغ شد!
● مازیار بهاری: تلاش می کردیم تنور اغتشاشات گرم باشد!
مازیار بهاری فیلمساز وخبرنگار شبکه های غربی است که پس ازآزادی از زندان با قرار وثیقه 300میلیونی به ‏خارج گریخت . وی اخیرا در گفت و گویی با سی ان ان اظهاراتی مبنی بر شجاعتهای خود در دوران بازداشت! ‏داشته است.
● پرونده بی‌فرجام «استات‌اویل» در ایران
دولت آمریکا پیگرد قضایی شرکت نفتی استات‌اویل در مورد یک پرونده رشوه‌خواری در ایران را که به سال 2002 برمی‌گردد، متوقف کرد. البته این موضوع برای کشوری که اقتصاد لیبرالی بر آن حاکم است و درگیر بیرون کشیدن خود از گرداب بزرگ‌ترین ورشکستگی تاریخی می‌باشد تا حدودی طبیعی است، چرا که هدف برای این کشور وسیله را توجیه می‌کند اما هنوز یک سوی دیگر این پرونده رشوه بزرگ که به ایران بازمی‌گردد نتوانسته جامعه و افکار عمومی را اقناع کند.
● سخنرانی علیرضا زاکانی در دانشگاه امام صادق(ع): یکی از نزدیکان لاریجانی، تبریک به رییس جمهور منتخب را خط زده بود
نكته دیگر این است كه روز بعد از روز قدس،‌هاشمی رفسنجانی در جایی اعلام كرده بود كه جمعیت افراد در روز قدس 50-50 بوده است یعنی نصف جمعیت حاضر را حامیان موسوی تشكیل داده بودند در حالی كه بالاترین تخمین‌ها از جمعیت 40-50 هزار نفری آنها خبر می‌داد. البته بعدها مشخص شد كه این نكته را لاریجانی به هاشمی رفسنجانی انتقال داده است.
● آمریکاپرونده رشوه‌خواری آقازاده اغتشاشگر را متوقف کرد
دولت آمریکا پیگرد قضایی شرکت نفتی استات اویل در مورد یک پرونده رشوه خواری در ایران را که به سال 2002 بر می گردد متوقف کرده است.بر اساس گزارش رویترز یک مقام شرکت نرو‍ژی استات اویل گفت توافقی با کمیسیون سهام و اوراق بهادار آمریکا، وزارت دادگستری و دفتر دادستانی این کشور حاصل شده است که بر اساس آن موضوع معامله استات اویل با موسسه هورتون حل و فصل شده است.
● مهدی هاشمی؛ از ابوعلی سینا تا جونیور
به گزارش خبرگزاری‌های خارجی در فاصله سال‌های (1997 تا 2003)، (82-76) یك حساب بانكی به نام سیاكل در بانك خصوصی لومبارد فرانسه برای فردی به نام «بیژن دادفر» فعال می‌شود. در فاصله دسامبر 1998 تا آگوست 2003، طی دو مرحله یك‌بار 30 میلیون یورو و بار دیگر مبلغ 45 میلیون یورو به این حساب واریز و در آن نگهداری می‌شود.
● حاشیه‌ای بر اظهارات اخیر سیدمحمد خاتمی
«شب بخیر»!اکنون رئیس‌جمهور سابق، طی اظهاراتی در جمع گروهی از دانشجویان همسو با خود مطالب و سؤالاتی بیان کرده که در پاسخ به این مطالب باید گفت: شب بخیر آقای پرزیدنت سابق!
● عقب نشینی آشکار خاتمی
سرانجام سیدمحمد خاتمی هم به انحراف در جنبش سبز با این جملات اذعان کرد: کاش حاکمیت می‌گفت آقای موسوی بیا به صحنه و این جنبش را مدیریت کن که جنبش از مسیر خودش منحرف نشود.
● «حالا وقتشه»! اسم رمزی از شورش‌های رنگی اروپای شرقی
«حالا وقتشه» ! این اسم رمزی است که محمدرضا تاجیک مشاور اعظم میرحسین موسوی و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری دوران خاتمی در تحلیل بسترهای شکل‌گیری جنبش موسوم به سبز مطرح می‌کند.
● سخنان همین دانشجوی دختر برای حامیان موسوی كافی است
یكی از دانشجویان دختر دانشگاه امام خمینی(ره) انتقاداتی را به میرحسین موسوی وارد كرده و برخی از جملات حضرت امام(ره) در انتقاد از موسوی را بازخوانی كرد كه رسایی نیز در پایان سخنان این دانشجوی دختر گفت: سخنان همین خانم برای آن جمعیت كفایت می‌كرد.
● محسن هاشمی: شایعه ریزش مترو را خودمان دامن زدیم تا پول بگیریم!
در حالی که مشکلات مترو طی روزهای اخیر نارضایتی گسترده شهروندان را به دنبال داشت، شهرداری تهران و مسئولین مترو به جای پاسخگویی به مردم، بحث بودجه را پیش کشیدند تا هم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده باشند و هم توپ را در میدان حریف سیاسی انداخته باشند.
● کوچک‌زاده:روش لاریجانی در اداره مجلس جانبدارانه است/ مطهری درباره بودجه مؤسسه صدرا و سنایی درخصوص هزینه‌های انتخاباتی‌اش توضیح دهد
مهدی کوچک‌زاده در گفت‌وگو با رجانیوز، در خصوص اظهارات برخی مخالفین نسبت به محصولی با بدون مبنا خواندن این موارد و توهین آمیز بودن آن‌ها اظهار داشت: آنچه که امروز در صحن علنی مجلس در نطق مخالفین آقای محصولی بیان شد، خلاف شأن و جایگاه تریبون مجلس بود.
● عباس سلیمی نمین: هاشمی رفسنجانی دو بار میرحسین را فریب داده است
و در پاسخ به سوال یک یاز دانشجویی سخن می‌گفت، عنوان کرد: "میرحسین موسوی اگرچه شخصیتی سیاسی است اما ثابت کرده است که تاکنون در تاریخ سیاسی زندگیش دوبار فریب هاشمی را خورده است."
● پرده‌برداری مرعشی از استراتژی جدید اصلاح‌طلبان
مرعشی که اخیرا اعتراف‌کنندگان در دادگاه‌ متهمان کودتای مخملی را "بیمار" یا مبتلا به "ضعف شخصیتی" دانسته است، در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا واکنش مناسب اصلاح‌طلبان به انتخابات پیش رو را، "تحریم" دانست.
● آدمی که شهوت قدرت وجودش را گرفته پیرو خط امام است؟/ وقتی رأی نمی‌آورند حاضرند شهری به آتش کشیده شود
حجت الاسلام دکتر سید حمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر و از یاران و نزدیکان امام خمینی از ابتدای نهضت، در سخنان مهمی در افتتاحیه طرح تفسیر آفتاب بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به تبیین شاخصه های خط امام و ارتباط آن با مدعیان امروزی آن پرداخت.
● نماینده کلیمیان:ستاد بحران سازی علیه دولت احمدی نژاد شکل گرفته است
سیامک مره صدق در گفت و گو با ایرنا تاکید کرد: ستاد بحران سازی که برای کارشکنی در راه دولت تشکیل شده است دوست ندارد که دولت در کارهایش موفق باشد و به شیوه های مختلف برای زمین زدن دولت فعالیت می کنند.
● آقازاده آشوبگر در«برایتون»/ ملاقات با مقامات وزارت خارجه انگلیس
آقازاده آشوبگر اخیرا از طریق یکی از عناصر ایرانی وابسته به یک نهاد امنیتی انگلیس با برخی از عناصر وزارت امور خارجه انگلیس در این کشور ملاقات کرده است.
● سخنگوی جبهه پیروان:خواسته مراجع محاکمه اغتشاشگران بود
سید کمال سجادی، "تبعیت از منویات رهبر معظم انقلاب را مهمترین شرط مراجع تقلید برای وحدت" خواند و اعلام کرد: ایشان خواستار مجازات اغتشاشگران و هدایت کنندگان ناآرامی‌های اخیر شدند.
● رمزگشایی از سینه‌چاکی صادقانه و بی‌مزد! آینده برای خاندان هاشمی
اسناد به‌دست آمده از فعالیت‌های اقتصادی تیم خبری سایت آینده از خدمات صادقانه و بی‌مزد و منت! گردانندگان این سایت به خانواده هاشمی رفسنجانی به‌ویژه محسن هاشمی به‌عنوان مدیرعامل متروی تهران و حمله به منتقدان آن در تمام سطوح رمزگشایی کرد.
● جایزه AIB به BBC؛ پاداش هدایت آشوب‌های پس از انتخابات ایران
در حالی که اغلب تحلیلگران سیاسی تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی را متهم به نقش آفرینی های هدفمند در اغتشاشات بعد از انتخابات می دانند، جایزه "واضح‌ترین پوشش یک رویداد خبری" در سال 2009 از سوی یک اتحادیه غیردولتی به این شبکه اختصاص یافت.
● رگباران یک اعتراض مدنی توسط گارد ملی امریکا
استفاده از ارتش امریکا در مقابله با دانشجویان دانشگاه "كنت استیت" که در اعتراض به جنگ ویتنام در ماه مه 1970 صورت گرفت و طی آن گارد ملی اوهایو دست به کشتار این دانشجویان زد.
● روزنامه نگاران اصلاح طلب میهمان ویژه کنفرانس صهیونیست ها و بهایی ها
این کنفرانس توسط گروه موسوم به "پژوهشگران حامی صلح در خاورمیانه" (SPME) و با موضوع "جمهوری اسلامی ایران: تحلیل چند وجهی از حکومت دینی، ملی گرایی و نمایش قدرت این کشور" در روزهای یکشنبه و دوشنبه هفته جاری با حمایت جامعه یهودیان "کلیولند" ایالت اوهایوی آمریکا و مرکز مطالعات یهود در دانشگاه "کیس وسترن" برگزار گردید.
● دفاع جانانه حامی میرحسین از سکولاریسم در بی.بی.سی
چیزی که قبل از هر چیز باعث تعجب ببنندگان شد وضعیت حجاب زننده حقیقت جو در این برنامه بود. وی که در ایران همیشه با چادر در مراسم ها و مجلس حضور می یافت اکنون با بلوز و دامن کوتاه روبروی مجری برنامه نشسته و به سوالات وی پاسخ می داد.
● موسوی و کروبی در پرده آخر
ناقضات رفتاری- گفتاری دوم خردادی‌ها و در رأس آنها آقایان موسوی و کروبی که شکست سنگینی را برای طیف اصلاحات در پی داشت آخرین پرده بود؛ پرده‌ای آکنده از تناقض و دوگانگی.
● چهره اصلی موسوی‌خوئینی
موسوی‌خوئینی‌ها توانسته بودند با کلاس‌های تفسیر قرآن خود جریان‌های نفاق دیگری را هم به وجود آورد. در کل نگاه موسوی خوئینی‌ها از ابتدا با نگاه امام (ره) و شاگردان حقیقی امام (ره) و فقه سنتی متعارض و متفاوت بوده و قدری مسائل شخصی هم در این رابطه هست.
● چگونه شبکه‌های اجتماعی به آشوب‌ها در ایران شکل دادند؟
پایگاه اینترنتی مؤسسه تحقیقاتی هریتیج گزارشی به قلم جیمز.جی.کارافانو (James jay carafano ) پژوهشگر ارشد مطالعات امنیت ملی موسسه تحقیقاتی هریتیج امریکا که دارای 25 سال سابقه خدمت در ارتش امریکا تا درجه سرهنگ دومی است، منتشر کرد که به نقش شبکه‌های اجتماعی و اینترنتی در حوادث پس از انتخابات ایران اختصاص دارد.
● سخنرانی بسیار مهم آقای هاشمی رفسنجانی
اوایل انقلاب به تیپ عمامه به سر و روحانی با یك چشم نگاه میكردید و حال كه دو سال گذشته، صفوف مشخص شده و جامعه فهمیده كدام روحانی حق و كدام ناحق بود، چه كسی راست و چه كسی دروغ میگفت.
 
 
 
*سوال: ما می‌خواهیم كه در ارتباط با تسخیر لانه جاسوسی، انگیزه‌ها، هماهنگی‌ها، نحوه اجرا، برخوردهایی كه امام و مسئولین وقت آن زمان با این مساله داشتند و پی‌آمدهای این حركت مطالبی را از شما بشنویم اما از آنجا كه تاكنون مطبوعات با دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مصاحبه‌هایی به انجام رسانده و بعضا مسائل مورد اشاره در آن مصاحبه‌ها مطرح گردیده است. می‌خواستیم درباره این حركت به مسائل «ناگفته» و نوعا مطالبی كه در این ارتباط مطرح بوده بپردازید آنهم خارج از قالب‌های گذشته به شكلی صریحتر اگر موافق باشید درباره زمینه‌ها و نحوه شكل‌گیری این حركت صحبت كنیم.

*اصغرزاده:بله، بنده هم با این نحوه بحث موافقم. می‌گویم كه لازم نیست ما برویم در گذشته یعنی مساله را از دید همان چیزی كه روزها بوده بررسی كنیم. چون این موضوع همانگونه كه برادرمان اشاره كردند بارها مطرح شده. ما الان نه در رابطه مستقیم با مسائل روز بلكه در این ارتباط كه بعد از یك دهه از گذشت این قضیه مشكلات اساسی برای زیر سئوال بردن این حركت در جریان است. یعنی وضع بگونه ایست كه گفته شود. این حركت بنابر فلسفه «آنارشیسم» بوده،‌ بر این اساس بوده كه نظم را در جامعه بهم زده، این قضیه یك حركت غیرطبیعی بود، این قضیه حركتی تحمیلی در روند انقلاب بوده است و خارجی‌ها هر سال دارند تبلیغ می‌كنند كه این حركت اصلا نه بر اساس تفكر ماركسیستی شكل گرفته بوده. این تبلیغات نهضت آزادی، آنهائی كه اخیرا بحث مذاكره مستقیم را دارند مطرح می‌كنند. اینها در باطن معتقد هستند كه بهر‌حال حركت تسخیر لانه جاسوسی نشات گرفته از یك تفكر ماركسیستی است كه دائما در تضاد با امریكا و امپریالیسم است. اسلام اصلا نمی‌تواند اینطور بیاندیشد. به نظرم قضیه را باید از این موضع بشكافیم.

سوال: خوبست ابتدا درباره زمینه‌‌ها و نحوه شكل‌گیری حركت صحبت شود و به ویژه درباره برخی سئوالات پیرامون چگونگی كار بر روی اسناد بدست آمده و نحوه انتشار آنها توضیح داده شود.

*بیطرف:در مورد تسخیر لانه جاسوسی همان‌طور كه برادران خودشان گفتند بحث زیاد شده و هر سال مطبوعات اشاره‌ای به این روز و ابعاد این حركت، هركدام از زاویه دید خودشان، داشته‌اند و طبیعتا خواهند داشت. اما سئوالی كه شاید اگر هرسال مطرح بشود باز هم جای طرح دارد كه می‌تواند بیانگر جهت حركت باشد، این سئوال است كه: انگیزه‌های تسخیر لانه جاسوسی چه بوده است؟‌چه شد كه تعدادی دانشجو، بچه‌های انجمن اسلامی دانشگاه‌های تهران با هم صحبت كردند تجمعی كردند و این حركت را به راه انداختند. من فكر می‌كنم كه انگیزه‌ها را می‌توانیم به دو دسته تقسیم كنیم: یكی مسائلی كه در حاكمیت نظام در آن زمان می‌گذشت یعنی مشخصا حركت دولت موقت.
یكی هم از مجموع حوادثی كه در جامعه به وقوع می‌پیوست. جمعبندی كسانی كه روی قضایا تجلیل می‌كردند و مسائل سیاسی اجتماعی جامعه را دنبال می كردند به آن نقطه می‌رسیدند و آن نقطه این نكته بود كه فتنه‌انگیزی‌هایی كه در سراسر كشور در بین اقشار مختلف جامعه بوجود می‌آمد، سر نخ همه این مسائل دست یك قدرت خارجی است كه تشخیص دانشجویان خط امام این بود كه این سرنخ‌ها دست آمریكا بود و مركزی هم كه این نخها را حركت می‌داد و می‌جنباند سفارت سابق امریكا در ایران بود.
در ارتباط با موضوع اول، روند حركت دولت موقت طوری بود كه برای دانشجویان مسلمان این اعتقاد را بوجود آورده بود كه دولت موقت از مسیر انقلاب منحرف شده و به طور آهسته آهسته یا به قول خودشان گام به گام به سمت امریكا دارد پیش می‌رود. شواهدی كه این معنا را مشخص می‌كرد. روزنامه‌های آن موقع را اگر نگاه كنیم شواهد بسیاری دیده می‌شود ولی شاخص همه قضایای ملاقات بازرگان و چند تن از اعضای كابینه‌اش در الجزایر با مشاور امنیتی كارتر، آقای برژینسكی بود كه در واقع آنها از نظر خودشان به عنوان نماینده نظام و در واقع رای دولت رفته بودند و از آنها كمك خواسته بودند برای اداره حكومت. ما این معنا را در ملاقات‌هایی كه بعضی از كارمندان سفارت امریكا با مقامات دولت موقت هم داشتند و رفته بودند سفارت، بعد از تصرف لانه در اسناد دیدیم كه آنها صراحتا از آمریكائی‌ها برای اداره حكومت درخواست كمك كرده بودند.
این در شرایطی بود كه آن قدرت عظیم انقلاب و مردم و حضرت امام در جامعه وجود داشت و این «كند ذهن‌ها» یا مرعوب‌شده‌ها برای اداره حكومت دست نیاز به سوی آمریكا دراز كرده بودند. در ارتباط با فتنه‌انگیزی‌هایی كه در كشور می‌شد، قضایای كردستان، تركمن صحرا، خوزستان، تظاهرات ساواكی‌ها، بی‌حجابها و غیره یا یك حركتی كه داشتند و بعد از مطالعه اسناد متوجه شدیم كه امریكائی‌ها در مدارس طراحی كرده بودند به منظور اغتشاش در وضعیت مدارس تا نظام آموزشی كشور بهم بخورد، همه و همه در واقع دستهای پنهان و مرموز آمریكا بودند كه از جاهای مختلف عرصه‌های اجتماعی ما بروز می‌كرد و به صورت حركت‌هایی كه می‌خواستند با انقلاب اسلامی نوپا كه هنوز استقلال كامل نیافته بود مقابله كند.
به طور مختصر اگر بخواهیم انگیزه‌ها را بگوئیم همین‌ها بود، منتهی مساله‌ای كه در این میان آن زمان شاخص‌تر بود، بحث رفتن شاه به امریكا بود. آنهم به بهانه بیماری و معالجه كه تلقی‌ها در آن روز این بود كه این یك حركت توطئه‌آمیز است و می‌خواهند قصه كودتای 28 مرداد را به یك نحوی مثلا در سال 1358 بررسی كنند كه عملی هست یا نه. بهر صورت این نیز به عنوان عاملی بود كه امریكا برای مقابله با انقلاب اسلامی و جایگزین كردن یك حكومت مطلوب خویش در كنار طرق مختلف همزمان دارد دنبال می‌كند. یعنی از روش‌های خشونت آمیز و حالت كودتا مانند گذشته تا آن روشهای به اصطلاح خزنده كه بیشتر از طریق خود حاكمیت دولت موقت می‌توانست تحقق پیدا بكند.
این سیاست‌های خصمانه امریكا نه تنها برای دانشجویان مسلمان مشهود بود و آنها را به واكنش مجبور می‌كرد بلكه به اعتقاد من اقشار مختلف مردم هم متوجه این مساله شده بودند كه جریاناتی كه در مملكت در حال وقوع است، سرنخش دست آمریكاست و باید در مقابل آن اقدام نمود. نمونه بارز این معنا راه‌پیمایی‌ای بود كه بعد از نماز جمعه تهران یك هفته قبل از تسخیر لانه جاسوسی به صورتی خودجوش برپا كردند و حتی همین مردم نماز جمعه آمدند و از پله‌های درب سفارت تقاطع طالقانی و شهید مفتح هم بالا رفتند كه گارد حفاظت سفارت آنها برگرداند. این حركت مردمی نشانگر آن بود كه همین مردمی كه به نماز جمعه می‌رفتند مسائل را درك كرده و خواهان برخورد با آمریكا هستند. مشخص بود كه در آن زمان وقتی دادگاه‌های انقلاب، این نهاد انقلابی كه می‌خواستند خارهای مسیر انقلاب را از بین ببرند، اعلام می‌كرد سه تن از سرمایه‌دارها را اعدام كرده‌اند و امریكا در مقابل این اقدام، موضع‌گیری می‌كرد. نشان از دخالت امریكا و حتی كوچكترین و جزئی‌ترین مسائل ما داشت.
كاری كه دانشجویان مسلمان می‌توانستند بكنند این بود كه بیایند لانه را تسخیر بكنند و عناصر خودشان را اعلام كنند. البته این نكته را هم باید بگویم كه قبل از اشغال سفارت یعنی تا قبل از روز سیزدهم آبان 58 برنامه ما این نبود كه اینجا و گروگان‌ها را به مدت طولانی 444 روز نگه داریم بلكه قرار ما فقط این بود كه برای سه روز آنها را نگه داریم و پس از اعلام خواسته‌هایمان به دانشگاه‌هایمان باز گردیم ولی حضور فعال و دخالت امام و اینكه كلا حضرت امام رهبری را به دست گرفتند. به مساله شكل‌ دیگری داد.

*سوال: یكی از ذهنیت‌هایی كه برخی مسئولین وقت آن زمان داشتند این تصور بود كه ایجاد چنین حركتی توسط دانشجویان مسلمان تقریبا ناممكن است. همین ذهنیت باعث شده بود كه ظاهرا بخشی از شورای انقلاب در مقابل حركت تسخیر لانه جاسوسی موضعگیری كنند. این مهم است كه تاكید گردد دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در برنامه‌ریزشان برای این حركت احتمال چه نوع برخوردی از طرف عناصر لیبرال را می‌دادند و آیا دست زدن به چنین اقدامی با جاهایی مثل بیت ‌امام هماهنگ شده بود یا خیر؟

*اصغرزاده: خود قضیه لانه جاسوسی یعنی اتفاقی كه افتاد خارج از آن مقدمات كه به صورت جزئی و اینكه چه تصمیمی گرفته شد و آیا ما می‌خواستیم كه در آنجا كم بمانیم یا زیاد، بهرحال یك واقعه‌ای است در تاریخ انقلاب كه من فكر می‌كنم اگر از آن جهت خواسته باشیم بررسی كنیم مثل یك‌ آزمایشگاه كوچك است. حادثه لانه جاسوسی می‌تواند بمثابه یك آزمایشگاه كوچك خیلی از ملاكها، ارزشها و حرفها را برای ما روشن كند. بدین معنی كه افراد به تناسب بینش‌شان نسبت به انقلاب به این حادثه نیز می‌نگریسته و نسبت به آن قضاوت می‌كردند. شاید در این رابطه بتوان دو خط عمده را تصویر كرد معتقد به انقلاب و غیر معتقد به انقلاب گروهی كه انقلابیون راستین هستند یعنی به انقلاب فی‌نفسه معتقدند. فكر می‌كنند كه برای حل مسائل جامعه‌شان باید انقلاب كرد به همین دلیل پشت اینان برخوردشان با مساله لانه جاسوسی هم، همانند امام است. بعضی‌ها هم اصلا به انقلاب معتقد نیستند از همان ابتدا راجع به خود انقلاب معتقد نیستند از همان ابتدا راجع به خود انقلاب معتقد نیستند از همان ابتدا راجع به خود انقلاب و نفس انقلاب مساله‌دار بودند كه از جمله همین گروه لیبرالها بودند یا گروه‌هایی بودند كه به صورت سنتی اسلام را درك می‌كردند و از اسلام یك برداشت جامد و یك برداشت راكد داشتند كه بعدا اینها مشهور شدند به اسلام سنتی در طول انقلاب و بارها توسط امام با آنها برخورد شد. جریان‌هایی كه در كنار انقلاب برداشت‌شان برداشت غلطی از انقلاب بود. حق نداشتند اینجا به حكومت برسند. اما دیدیم كه یكی از این جریان‌ها كه همین روشنفكران لیبرال معتقد بودند كه این حركت لازم است، خوب هستند و بعد تبعات مثبتی داشته، اما اینها بالاخره این حركت را یك حركت آنارشیستی درون جامعه اسلامی می‌دانستند و بهمین دلیل هم هست كه هنوز كه هنوز است نسبت به این جریان مساله دارند.
یك عده كه اساسا اعتقاد به دشمنی‌ آمریكا با انقلاب اسلامی نداشته و ندارند و بحث تقابل اسلام با آمریكا را بحثی می‌دانند كه در حقیقت الفای «ماركسیسم» در درون جامعه اسلامی است.
نمونه بارز این سخن را می‌توان در سخنرانی‌ها و جملات كتاب‌های لیبرالها و روشنفكران غربزده به روشنی دید به عنوان مثال در همین زمینه در كتاب‌ «انقلاب در دو حركت» نهضت آزادی آمده است:
«بدنبال شعار ضد سرمایه‌داری و فریاد‌های علیه استعمار، استثمار و زمینداری، آنچه قهرا می‌بایستی عرضه گردد و در سطوح مقدم انقلاب قرار گیرد شعار ضد استعمار و نابودی امپریالیسم است... از ویژگی‌های این انقلاب و رهبری آن، مقام اول دادن به طرد استبداد و طاغوت بود. مبارزه با استیلای خارجی به شهادت شعارهای راه‌پیمائی‌ها و محتوای اعلامیه‌ها‌ و مصاحبه‌ها جنبه كاملا دفاعی داشت و فقط اعتراض به پشتیبانی امریكا از شاه و به سرسپردگی شاه به امریكا می‌شد... ولی بعد از پیروزی انقلاب گام فراتری برداشته شد شعار و ادعای در افتادن با تمامی بیگانگان و نابودی امپریالیسم و پنجه در پنجه امریكا انداختن در سطح جهانی در برنامه انقلاب وارد گردید... چیزی كه در مكتب ماركس و در سیاست خارجی شوروی و مرام احزاب كمونیسم بین‌الملل مقام شماره یك را دارد و امر حیاتی مماتی برای آنها محسوب می‌شود...»
این دیدگاه غربزده‌هایی كه معتقد بودند اسلام را هم باید تلفیق كنیم با فرهنگ غرب و یا بعضی‌‌شان تندتر می‌رفتند و می‌گفتند خلاصه، فرهنگ غرب را كاملا باید ما بپذیریم. بهرحال طبقه روشنكفر لیبرال معتقد بودند كه تز مبارزه با امریكا تز تزریقی توسط افكار ماركسیستی در جامعه است و هیچ زمینه اسلامی ندارد.
یك عده از روشنفكران سنتی، مذهبی‌های باصطلاح سنتی هم كه معتقد به انقلاب نبودند یا به زور كنار انقلاب آمده بودند مثل حجتیه‌ایها و مثل گروه‌های سنتی كه بهرحال چه در حوزه و چه در دانشگاه یا در جامعه ما وجود داشته اینها معتقد بودند كه این حركت بهرحال در درون مملكت حركتی برای بدست گرفتن قدرت صورت گرفته است.
ما خودمان فكر می‌كردیم با برداشت‌هایی كه از فرمایشات امام داشتیم یا بعد از آن، فكر می‌كردیم هنوز انقلاب ما تبدیل به یك نظام سیاسی با نهادهای ثابت نشده است كه ما برای چنین كاری احتیاج به مشروعیت فرض بفرمائید،‌پارلمانی داشته باشیم.
خب الان كه ما پارلمان داریم الان كه مردم خودشان طبق یك مكانیزمی در حكومت دخالت دارند شاید كسانی نتوانند بروند سفارتی را بگیرند. بخاطر اینكه می‌گویند شما می‌روید به نماینده‌تان می‌گویید و نماینده می‌آید در مجلس دفاع می‌كند از قطع رابطه فرضا با انگلیس، اما در این زمان شما توجه كنید كه ما هنوز یك انقلاب داشتیم. وضعیت جامعه كاملا انقلابی بود، یك گروه بنام روشنفكران لیبرال آمده بودند و می‌خواستند این جامعه را و انقلاب را از جامعه جدا كنند. جلوی انقلاب را سد كنند و در حقیقت آن نظام سیاسی‌ای كه ما در یكساله اول داشتیم یك نظام تثبیت شده‌ای نبود و اصلا اسمش موقت بود بنابراین حركت‌های انقلابی كاملا مشروعیت داشت و به همین دلیل هم دیدیم كه بعد از این اقدام، امام از آن حمایت كرد. در صورتی كه اگر چنین كاری الان و در این شرایط بخواهد انجام بشود شاید هیچكس از آن حمایت نكند و خود ما هم از آن حمایت نكنیم.
الان اگر بخواهیم برگردیم به گذشته و به ارزیابی حادثه تسخیر لانه جاسوسی (كه حركتی طبیعی و از متن انقلاب بوده و اصلا جنسش از نوع جنس انقلاب بوده و در تكامل آن صورت گرفت) بپردازیم و بخواهیم پدیده تسخیر لانه جاسوسی را خارج از چارچوب انقلاب و پیوستگی طبیعی‌ای كه با انقلاب داشته ارزیابی كنیم به نظر من خیانت كرده‌ایم به انقلاب. یعنی بیاییم بگوییم كه انقلاب ما خوب بود اما این حركت گرفتن لانه جاسوسی را جدای از این انقلاب باید بررسی كرد!؟ این خیانت به انقلاب است. و من فكر می‌كنم تاكیدی كه امام در زمینه تایید این حركت داشتند بدین لحاظ بوده كه هم‌جنس بودن این حركت با كل انقلاب را تثبیت نمایند. لذا هیچوقت حادثه لانه جاسوسی قابل نقد و انتقاد نیست كه ما بیائیم از كل انقلاب جدایش كنیم و بگوئیم این حادثه چون عناصرش دانشجویان بوده‌اند یا حالت افراطی نسبت به امریكا داشته یا شرایطی را ایجاد كرده كه فرضا با گروگانگیری چهره انقلاب را مخدوش ساخته، حالا قابل محكوم كردن است.

*سوال: اینكه ما بحث كنیم بر سر این مساله كه حركت 13 آبان یك حادثه یا پدیده طبیعی بوده منتهی متعلق به شرایط زمانی و مقطع زمانی خاص، كه هنوز اركان نظام شكل نگرفته، مجلس شكل نگرفته، دولت یك دولت موقت بوده، و با این تعابیر مشروعیتی برای تسخیر لانه جاسوسی قائل شویم یك بحث و یك نوع تعبیر است. اما تعبیر دیگری هم در این زمینه هست و آن اینكه انقلاب ما دارای یك اصول و ارزش‌هایی است. اصول و ارزشهایی كه در متن انقلاب و جوشیده از بطن آن است. این اصول و ارزشها چه در زمانی كه اركان نظام شكل گرفته باشد چه نگرفته باشد، هرگاه مورد تهاجم قرار بگیرد یك همچنین حركت‌هایی طبیعی است. حال می‌خواهد در چارچوب مقررات نباشد یا در چارچوب دیپلماسی نگنجد. مثل نحوه عمل امام در قضیه سلمان رشدی، می‌بینیم كه امام در حالیكه ما وزارت خارجه داشتیم و می‌توانستیم در چارچوب دیپلماسی اعتراض نمائیم.‌ امام دست به آن موضعگیری تاریخی می‌زنند. در واقع شاید مشروعیت حركت تسخیر لانه جاسوسی با این تعبیر بیشتر و بهتر روشن شود و آن همبستگی و یگانه بودنش با انقلاب مشخص‌تر باشد.

*اصغرزاده: نظر من هم همین بود. روی سخن من پاسخی به یك گروه از آنهایی است كه مشروعیت این قضیه را زیر سوال می‌برند. بحث من اینست، همان كه شما می‌گوئید، قوام سیاسی ما و قوام اجتماعی ما به همین ارزشهاست كه شما می‌گوئید. یعنی این ارزشهای مشترك است كه جامعه ما را حفظ كرده و آن ارزشهای انقلابیی است. ارزشهای انقلابی برای جامعه ما یك شرایط بحرانی یا یك شرایط غیرطبیعی نیست. بلكه طبیعت جامعه ما این ارزشهاست. هر وقت این ارزشها را برداریم اتفاقا آن موقع ناپایداری ایجاد می‌شود. شما وقتی می‌آئید دروازه‌ها را باز می‌كنید و می‌گوئید «خارجی‌ها بیایند.» وقتی شما می‌آئید مسائل فرهنگی را «شل» می‌گیرید و می‌گوئید «یكسری آزادیهای فرهنگی در داخل جامعه می‌دهید یا به لحاظ سیاسی می‌گوئید كه می‌خواهیم همان نقشی را كه دیگر كشورها دارند در صحنه بین‌المللی می‌خواهم برعهده بگیریم، می‌بینید انقلاب دچار تعارض می‌شود، مملكت دچار تعارض می‌شود.

*سوال: مسئله امریكا با ایران، بحث رابطه دو كشور نیست بلكه مبارزه با امریكا برای انقلاب ما به عنوان یك اصل و ارزش مطرح است به همین جهت تجدید رابطه با امریكا مخدوش ساختن یك اصل از انقلاب است. لذا تاكید بر نگرش از این بعد به مساله امریكاست اگر ما این مساله را به عنوان یك اصل در انقلابل بدانیم آن وقت این تلاش‌هایی كه الان در زمینه تجدید رابطه با امریكا می‌شود و اینكه گفته می‌شود اكنون از موضع قدرت می‌خواهد با امریكا رابطه برقرار شود! و مساله را از سطح یك اصل از اصول انقلاب به سطح روابط دیپلماتیك میان دو كشور تنزل می‌دهند، متاسفانه ما را به نقطه‌ای می‌رساند كه یك اصل مهم از اصول انقلاب را زیرپا گذارد و ما نباید به این دام بیفتیم. بهرحال برگردیم به موضوع خاص تسخیر لانه جاسوسی، پیرامون انگیزه‌ها و زمیه‌های حركت صحبت شد درباره تسخیر لانه اتفاق افتاد نیز اگر ممكن است توضیحی بدهید بویژه مخالفتهایی كه در همان روزها می‌شد و نحوه برخورد امام.

*بهزادیان:‌ در مجموعه‌ای كه بهرحال به عنوان شورای لانه معروف شده و مكان آن جایی در میدان انقلاب بود كه بعد ساختمان جهاد شد بحث و برنامه‌ریزی آنجا انجام می‌شد و مقدمات حركت روز 13 آبان بود كه تظاهراتی به مناسبت روز دانش‌آموز برگزار می شد و لازم بود كه اخبار درز نكند به دو خاطر، یكی اینكه ممكن بود گروه‌هایی دیگر پی ببرند و با انگیزه‌ها و اهداف ناصحیح دست به این اقدام بزنند و در واقع پیشدستی بكنند كه در این صورت زمینه چنین حركتی را از جانب دانشجویان مسلمان مخدوش ساخته و از بین می‌برد. دومین مساله خوف از این جهت بود كه عناصر حاكمیت دولت موقت موضوع را كشف كرده و اقداماتی را در خنثی‌سازی این اقدام قبل از حركت ما به عمل آورند. از طرفی هم لازم بود كه اطلاعات بچه‌ها در زمینه مسئولیت‌هایی كه هر یك برعهده دارند به طور كامل و صحیح به آنها داده می‌شد. من یادم هست توی دانشگاه‌ها همان روز خبر داده شد از جمله دانشگاه ما 6 صبح روز یكشنبه 13/8/58 بود فكر می‌كنم كه بچه‌ها جمع شدند و آنجا كروكی و نقشه و دربها برای بچه‌ها بیان گردید و قرار گذاشته شد و مشخص شد 3 ساعت یا 4 ساعت بعد در چهار راه خیابان طالقانی كه حركت بخوبی انجام شد.

*اصغرزاده: من جزئیات ساعات اول را برایتان می‌گویم بنا به آن دلایلی كه برادرمان بهزادیان به آن اشاره كردند بمنظور لو نرفتن طرح تسخیر لانه، فقط افرادی ابتدا انتخاب و دعوت شدند كه كاملا علاوه بر اینكه این جریان را قبول داشتند قول می‌دادند كه طرح را جای دیگر نقل نكنند. روزی كه این تصمیم گرفته شد و دانشجویان آمدند عمل كنند، لحظه‌ای كه جلوی لانه تجمع كردند و حمله كردند داخل، تا نیمه‌های شب وضعیتی بسیار بحرانی و یك حالت روانی خاصی بر بچه‌ها حكمفرما بود. بخاطر اینكه اولا در یك كاری وارد شده بودند كه آن كار می‌توانست به شدت مورد بی‌مهری مسئولین قرار بگیرد و با آنها برخورد كنند و می‌توانستند نیروی انتظامی بیاورند و اینها را دستگیر كنند و می‌توانست داخل لانه یك اتفاق ناخواسته‌ای بیفتد این مساله علیرغم اینكه ما حساب كرده بودیم و آقای موسوی خوئینی‌ها هم داخل جمع ما بود و وجود ایشان به عنوان یك روحانی كه قبل از انقلاب هم بچه‌ها با ایشان رابطه داشتند و هم اطمینانی برای بیرون از لانه محسوب می‌شد كه این جمع، جمعی شناخته شده‌اند و هم داخل لانه ایشان محوری باشند برای تسكین اعصاب و حالت آرامش روانی بچه‌ها، علیرغم همه این برنامه‌ریزی‌هاف معهذا آن شرایط ساعتهای اولیه بسیار وضع داخلی لانه بحرانی بود. یعنی وقتی بچه‌ها آمدند داخل و در لانه بسته شد و آمدند شروع كردند به گروگان گرفتن و تصرف ساختمانها و اقدامات دیگر من خودم لحظه اول وقتی ما در را باز كردیم. خب باز شدن درب و تهاجم به داخل آن كاملا با برنامه بود اما چون روزی بود كه تظاهرات روز دانش‌آموز برگزار می‌گردید، احتمالا همراه ما هم عده‌ای همینطور از مردم و افراد عادی آمدند داخل كه به سرعت آنها را باید تخلیه می‌كردیم از داخل سفارت و بعد وقتی در بسته می‌شد فضای بیرون در خیلی مهم بود كه در آن ساعتهای اولیه چه جوی ساخته بشود. یك عده مردم كه در حال تظاهرات بودند، آمده بودند آنجا جمع شده بودند. یك عده می‌گفتند اینها مسلمان هستند و یك عده می‌گفتند اینها غیر مسلمانند. یك روحانی هم آمده بود می‌گفت «اینها كمونیست هستند، مردم حمله كنید و اینها را بیرون بریزید»! در این گیرودار هنوز آقای موسوی خوئینی‌ها نرسیده بودند. یعتی با اینكه ما تلفن زده بودیم و لحظه تهاجم را به ایشان گفتم و تاكید شد كه خودشان را برسانند، هنوز در لحظات اول نرسیده بودند و برای ما مشكل بود كنترل این جو. البته از آنجائی كه این جو را پیش‌بینی كرده بودیم بشكنیم، عكس حضرت امام را خواهرها روی چادرهایشان نصب كرده بودند و ما یك گردن‌بندی درست كرده بودیم و عكس امام را آویزان كرده بودیم و دو سه نفر مسئول بودند كه اوضاع را كنترل كنند از جمله خود من مراقب بودم، آمدم دم در و دیدم كه جو مناسب نیست خیلی دنبال این بودیم كه آقای موسوی خوئینی‌ها خودشان را برسانند. بعد از اینكه آقای موسوی خوئینی‌ها آمدند جلوی درب لانه جاسوسی و وارد شدند، جو بیرون لانه آرام شد. اما از این لحظه فشار ارگانهای انتظامی و فشار شخصیت های لیبرال روی ما زیاد شد. از جمله یكی از آریالایان بزرگوار كه حالا در شرایط بعد كه تاریخ لانه بخواهد نوشته بشود شاید نام ایشان را در آن ذكر نمائیم. چند مرتبه تلفن زدند در همان غروب روز اول به محل سفارت آمریكا و ما را ابتدا توصیه كردند به اینكه من پدر شما هستم بیاید بیرون شما حرفتان را زدید و در مرحله دوم به صورت تهید آن من دستور می‌دهم نیروهای انتظامی حمله كنند داخل سفارت آرمیكا و شما را دستگیر كنند.
همین فشارها كه به لانه جاسوسی می‌آمد همین وضعیت هم دقیقا توی بیت امام در قم بود یعنی تلفن های بی شماری توسط دولت موقت خود وزیر خارجه شان خود نخست وزیر شان شخصیت های مختلف مملكت به قم زده می‌شد آقا! اینها به اسم شما رفته اند و این كار را كردهاند و مملكت دارد از هم می‌پاشد و اینكه سفارت آمریكا در ایران تصرف بشود یك مساله ساده ای نیست. این پای انقلاب در كار است. به دفتر امام هم این را گفته بودند. وضعیت این چند ساعت اول بخصوص اینكه این ساختمان اصلی هم یك مقداری دیر تصرف شد و ما اسلحه نداشتیم و وقتی هم كه تصورف شد آن اتافق به اصطلاح مختفی كه آمریكائیها داشتند آنجا آن كدهای رزم و اسناد طبقه بندی شده در آن را از بین می‌بردند، ما تا رمز آن در راه كشف كردیم و رمزش را باز كردیم ساعتها طول كشید و مقداری از آن اسناد خر شده بود.
مساله به این صورت است كه اصلا چند نفر در سفارت آمریكا مسئول هستند كه در لحظات بحرانی وارد یك اتاق رمز می‌شوند.
طبقه بندی شده آنجاست كدهای رمزی كه برای ارتباطات ماهواره ای به كار می‌گیرند آنجاست. آنها را شروع می‌كنند با دستگاههای كاغذ خردن كن، خرد می‌كنند و از بین می‌بردند و یك تلفن مستقیم هم بین این اتاق و كاخ سفید یا وزارت خارجه شان برقرار است كه از این طریق دائما از آمریكا به آنها دستور می‌دادند و اینها آخرین وضعیت را گزارش می‌كردند كه اینها رسیده اند به این پشت در و می‌خواهند در را باز كنند و دارند در را می‌شكنند. در این وضعیت آن مامورین همچنان مشغول خرد كردن بودند تنها چیزی كه ما خارج از اسناد رشته شده به عنوان اسناد مهم بدست آوردیم اسنادی بود كه متعلق به اتاق شخص كار دار بود و این بدین خاطر بود كه در آن لحظه بود كه در آن لحظه كار دار مزبور در ساختمان نبوده و جهت انجام كاری به وزارت خارجه رفته بود.
خلاصه اینكه توصیف آن لحظات بحرانی، گذشته از این حوادث، وضعیت روحی و روانی بچه‌های داخل لانه بسیار سنگین بود و از طرفی تلفن پیچ هم شده بودیم. با فرار رسیدن غروب و تاریكی هوا، نگرانی‌های بچه‌ها افزایش یافته بود. همه در بیرون لانه دچار ابهام بودند مردم و ارگانها و ما خیلی نگران بودیم كه نكند خلاصه دولت موقت با قدرتی كه دارد به نیرو‌های انتظامی دستور بدهد و اینها به هر حال حمله كنند به لانه. در چنین وضعیت بحرانی، همان شب حاج احمد آقا تلفن زدند از قم و معلوم بود كه ایشان و دفتر امام در قم هم، با همان فشار تلفن ها روبرو بوده اند. این تلفن و مطالبی كه طی این تماس رد و بدل می‌گردید از اهمیت خاصی برخوردار بود.
اما با اینكه به واسطه آقای خوئینی‌ها به صورتی اجمالی در جریان قرار گرفته بودند اما حتی فشاری كه بر روی بچه‌ها بود را گویا احساس كرده بودند و دقیقا متوجه شده بودند كه بچه ‌ها در سفارت خیلی تحت فشار هستند. به همین دلیل به حاج احمد آقا فرموده بودند كه از قم به آقای موسوی خوئینی‌ها زنگ بزنند ایشان طی این تماس تلفنی گفتند: امام فرموده‌اند كه بچه‌ها نگران نباشند جای بسیار خوبی را گرفته اند. حالا نكند یك وقتی ول كنند بیایند بیرون.
این خبر وقتی همان شب اول بین بچه‌ها پخش شد اصلا قضیه فرق كرد و آن حالت نگرانیها، تشویق‌ها و اعصاب خرد شدنها، بر طرف شد و بدین ترتیب قضیه از فازدانشجوی اعتراض آمیز به فاز بالای انقلاب آورده شد.
با چنین آرامش خاطری، بچه‌ها شروع به برنامه ریزی كردند برای یك مدت طولانی تر از آن مدتی كه قبلا پیش بینی كرده بودند كه در اینجا بمانند.

*بیطرف: در ارتباط با تعداد گروگانها و تشكیلات سفارت دو نكته را خدمتتان عرض كنم. در روز سیزدهم آبان بعد از انجام تسخیر كامل لانه جاسوسی و ماجراهایی كه بود و برادران توضیح دادند. بالاخره افراد داخل سفارت تسلیم شدند. تعداد زیادی ایرانی در آنجا بودند كه بعضی از آنها مراجعه كننده بودند فرضا كسانی كه برای ویزا آمده بودند به داخل ساختمانهای سفارت و یا كارهای دیگری داشتند. یك تعداد ایرانی بودند كه كارمند سفارت بودند و كارمند رسمی آنجا بودند و كار می‌كردند، غیر از اینها یك تعداد غیر آمریكایی بودند كه داخل سفارت كار می‌كردند و ما بقی هم آمریكائیها بودند.
همان لحظاتی كه كار تسخیر به طور كامل انجام شد كلیه مراجعینی كه آنجا بودند رها كردیم و گفتیم كه آزادند و بروند از سفارت خارجه شوند. ایرانی هایی هم كه كارمند سفارت بودند پس از پر كردن پرسشنامه هایی كه آدرس و مشخصاتشان را خواسته بودیم تا اگر لازم شد بتوانیم با آنها تماس بگیریم، بعد از چند ساعت نیز آزاد شدند و رفتند پنج غیر آمریكایی بودند كه یك پاكستانی یكی بنگلادشی و دو تا فلیپینی و یك كره ای اینها پس از چند روز آزاد شدند و ما آنها را تحویل سفارتخانه های دولتشان ایران دادیم. از این پنج نفر یكنفر به نام محمد یوسف كه پاكستانی بود و سر سفارت بود در عین حالیكه ما اعلام كردیم كه ایشان آزاد است و می‌تواند برود یا ببریم تحویل سفارت بدهیم خودش اظهار علاقه كرد كه با ما همكاری بكند و تقریبا در طول آن مدتی كه آمریكائیها آنجا بودند ایشان عهده دار كار آشپزی اینها را داشت كه غذای بسیار خوشمزه ای برای آنان می‌پخت. می‌دانید كه اینها موارد اولیه غدایی بطور كامل در حد بسیار زیادی در آنجا داشتند.
یعنی در طول مدت 444 روز اینها غدای معمولی و حتی عالی همیشگی خودر ا می‌خوردند بدون بلكه احتیاج به تهیه مواد اولیه خارج از سفارت پیدا كنند .ما روز اول فكر كردیم كه اینها نان و خرما می‌خوردند غذای كه خودمان می خوردیم كه آن عبارت از همان نان و خرما بود به آنها دادیم ولی متوجه شدیم كه اینها آسیب پذیر هستند و مریض خواهند شد. لذا با همكاری آقای یوسف آشپز پاكستانی غذای خودشان با كیفیت عالی در طول مدت اسارت به آنها داده شد.
تعداد آمریكائیها 63 نفر بود كه افراد مختلفی در سطح بالا تا افراد معمولی تر یا محافظین كه بیشتر رنجرهای آمریكایی بودند ما این 63 نفر را بعد از دستور حضرت امام كه زنهار و سیاهپوستهای غیر جاسوس را آزاد كنید 13 نفر از آنها را آزاد كردیم كه با مصاحبه هایی كه كردیم و بر اساس سوابقشان برداشتمان این بود كه اینها سیاهپوست یا یا زنی هستند كه عضو سیا نیستند و كار جاسوسی ندارند به این معنا كه عضو سیا نیستند و گرنه در مجموع سفارت بالاخره همكاری می‌كرده اند مانند پنجاه نفر كه یكفنر آنها هم به علت بیماری فلج آزاد شد و تحویل دولت دادیم.
49 گروگان دیگر كه آمریكایی بودند تا روز آخر سه نفر هم كه كاردار آمریكا در ایران بود و نفر همراهش كه در وزارت خارجه بودند و مدتها در اختیار آن وزارتخانه قرار دادند كه بعدا تحویل ما شدند.
در مورد تشكیلات سفارت آمریكا این سفارتخانه یك تشكیلات گسترده ای داشت در تهران كه تقریبا كاملترین چارت تشكیلاتی را آمریكائیها در تهران داشتند و عناصر عمدتا ورزیده و به اصطلاح با سابقه اش را از جاهای مختلف دنیا، ماموریت تهران می‌دادند در آن زمانی كه لانه جاسوسی تصرف شد از لحاظ پستهای سازمانی ما اسامی شان را داریم . بهر صورت بخش رسمی سیا داشتند . كسانی كه در این بخش كار می كردند عضو رسمی سازمان سیا بودند. مسئول این بخش آقای توماس آهرن بود كه فردی بسیار پیچیده بود و خودش هم كه مصاحبه كرد اعتراف كرد كه من عضو رسمی سازمان سیا هستم و سوابق خدمتی‌اش را هم در كل دنیا گفت .بخش سیا در تهران پنج عضو رسمی سازمان سیا داشته است. البته این در شرایط هم بود كه تعدادی پرسنل رسمی سیا به واسطه پیروزی انقلاب از ایران رفته بودند. آن افراد در گلف و در خلیج از اماكن آنان در تهران اقامت داشتند. یك بخش مستشاری داشتند كه كار فروش سلاحهای و كنترل تسحیلات نیروهای دفاعی و نظامی ایران را بعهده داشتند. غیر از مستشارهایی كه كار فروش و معاملات و غیره داشته اند، قسمت «اطلاعات دفاعی» داشتند كه بیشتر كارهای جمع آوری اطلاعات را می‌كردند در منطقه نه تها در ایران بعد از تصرف لانه جاسوسی 3 سایت جاسوسی آمریكا در ایران كه یكی كبكان بود یكی كرج و دیگر بهشهر كه فعال بودند و تا روز تسخیر لانه جاسوسی فعال بودند و در آن روز آمریكائیهای كه در آنها مستقر بودند تمامی دستگاهها را شكستند و افراد آن تماما متواری شدند و تا روز سیزدهم آبان این سه سایت كه بیشتر جمع آوری مخابرات شوروی را می‌كردند در ایران فعال بود و كسی هم اطلاع نداشت!
بخش روابط بین الملل فرهنگی داشتند كه كنترل مسائل فرهنگی و قسمت به اصلاح آمزوش زبان و اینها را داشتند قسمت اداری كشاورزی كنسولی اقتصادی و سیاسی هم از قسمت های فعالشان در تهران هم آقای بروسن لینگن بوده كه درست لحظه ای كه ما به داخل سفارت رفته بودیم ایشان با قطب زاده وزیر خارجه وقت در وزارت خارجه ملاقات رسمی داشت كه با یك محافظ و یك همراهش در آنجا بودند كه مدت یكسال در وزارتخانه نگه داشته شدند و پس از یكسال آنها را تحویل ما دادند.

*سوال: در زمینه تبلیغات دانشجویان چه آن مطالبی كه در دستگاههای تبلیغات عمومی انتشار می‌یافت و چه جزوات و كتبی كه منتشر می‌شد و بعضا هم اكنون منتشر می‌شود نحوه عمل و هماهنگی با ارگانهای ذیربط چگونه صورت می‌گرفت و برخوردهای مسئولین وقت در این ارتباط چگونه بود؟

*بهزادیان: در زمینه تبلیغات، با توجه به مسئولیت كه بنده بر عهده داشتم و آن روابط بیرونی لانه بود، به لحاظ این مسئولیت، برخوردهایی با روزنامه ها و رادیو تلوزیون داشتیم كه از فراز و نشیبها و تفاوتهایی در روزهای مختلف برخوردار بود. از روز تسخیر لانه جاسوسی كه سیزدهم آبان بود تا روزی كه امام در دیداری كه فكر می‌كنم با كاركنان شهرداری اهواز داشتند، یعنی روز هفدهم آبان، بصورتی علنی و رسمی و با قاطعیت این حركت را مورد تائید قرار دادند و در قسمتی از سخنان خود فرمودند:« حالا كه این لانه فساد كشف شده است خیلی چیزهای برای ملت ما باید كشف بشود آنجا دستگاههای جاسوسی زیاد، مع الاسف در ظرف چند ساعتی كه نتوانستند این جوان های عزیز ما درها جوری بوده است كه قابل باز كردن نبوده است، رمزهایش را نمی‌دانستند اینها، در آن زیر زمین های بزرگ، اسناد بزرگی كه از جاسوسی شان بوده است. از جنایت ها شان بوده است، از خائنینی بوده است كه با آنها همكاری داشتند بكلی از بین بردند... معذلك یك مقدارش را كه دیگر فرصت برایشان نشده كه از بین ببرند، دست دوم و سومش مانده است... اینها یك مركز توطئه و مركز جاسوسی در مملكت قرار دادند...»
تا این روز هم به لحاظ اینكه برنامه ریزی ما برای سه روز بود و هم به لحاظ جو حاكم بر رسانه های گروهی كشور و طرز تفكر مسئولین وقت در دولت موقت، اخبار مربوط به لانه تقریبا حالت بایكوت داشت. در این روزها سعی خود ما بر این بود كه در رابطه با جمع آوری اسناد و مداركی كه جاسوسی خانه بودن آنجا را به اثبات می‌رساند، كار كنیم بنده با یكی دو تا از برادها خومان به تهیه تصویر و فیلم از داخل لانه و مصاحبه باگروگانها اقدام كردیم زیرا امیدی به رسانه های گروهی آن زمان نداشتیم. (از اطلاعیه های ما در آن روزهای اول، اطلاعیه های شمار 1 و 2 در روزنامه ها به صورتی مختصر و مجمل و در رادیو تلویزیون ظاهرا اطلاعیه شماره 1 را اصلا پخش نكردند.)
اگر بخواهیم تحلیلی از رسانه های گروهی آن زمان بكنیم تا سیزده آبان بهر حال قطب زاده معدم به عنوان مدیر عامل صدا و سیما بود و بدانه صدا و سیما هم غالبا دست عوامل و عناصر وابسته به گروههای منحرفی مثل جنبش ملی مجاهدین آن زمان بود كه وابسته به منافقین بودند. فلذا در آنجا از مدیر عامل گرفته تا معاون سازمان و غیر نسبت به این حركت دانشجویان مسلمان خط امام خیلی مساله داشتند البته در ارتباط با صدا و سیما لازم به ذكر است كه حضور آقای موسوی خوئینی ها در شورای پنج نفره صدا و سیما بعد از استعفای قطب زاده در روز پانزدهم یا شانزدهم به بعد، كمك قابل توجه و شایانی بود كه در پخش اخبار لانه و افشاگریها اندكی دست دانشجویان باز شد. اینكه گفته می‌شود اندكی دست دانشجویان باز شد بدین خاطر اسن كه بهر حال در شورای 5 نفر و بعد از آن شورای 3 نفر اكثریت در دست طرفداران بنی صدر بود و بدین خاطر بود كه ارتباط مستقیم دانشحویان خط امام از طریق رادیو تلویزیون با مردم حتی بعد از تائید و پشتیبانی قاطع حضرت امام هر روز مشكل و مشكلتر می‌گردید. به خاطر دارم كه بعد از آن صخبتهای امام در هفدهم آبان، یك گروه خبری تلویزیون آمد به داخل محوطه لانه و یك برنامه یك ساعته تهیه كرد كه پخش آن فیلم از تلویزیون تاثیر بسزایی بر روی افكار عمومی جامعه گذاشت . تائید امام همچنین باعث شد كه ما بتوانیم اخبار و افشار گریها را بطور مستقیم از طریق رادیو تلویزیون به اطلاع مردم برسانیم. بدین شكل كه برادران می‌رفتند در استودیوی تلویزیون می‌نشستند و مستقیما با مردم صحبت می‌كردند. اما مخالفتهای عناصر دست اندر كار با این مساله نهایتا موجب شد كه برنامه مستقیم ما بعد از حدود یك ماه و نیم قطع گردد و حتی كار به جای رسید - در دوران بنی صدر - كه طبق دستور العملی از طرف بنی صدر، كه در مدارك و اسناد هنوز كه دستور بنی صدر را دارم، بنی صدر دستور داد: ورود این دانشجویان به صدا و سیما ممنوع است و اخبار و اطلاعاتش را به تلكس‌های خبری بدهند. مهره های بنی صدر هم در آن زمان مثلا غنضفر پور یا سلامتیان مسئول خبر بودند.
خلاصه برقرار كردن ارتباط از این طریق با مردم بسیار سخت و محدود بود البته در همان قضیه نامه بنی صدر مساله از طریق آقای موسوی خوئین ها پیگیری شد و در شورای انقلاب مطلح شد و در شورای انقلاب گفته بودند كه اینها را مثلا اجازه بدهید كه به صدا و سیما بروند، ولی هیچ وقت به وضعیت روزهای اول برنگشتیم و حداكثر حضور بود و دادن اخبار بود ولی برداشت برداشت خود آنها بود.
یك نكته دیگری كه در خاطرم هست از حمایت مردم از همان روز پانزدهم یا شانزدهم آبان در هر بخش خیری یعنی 2 بعد از ظهر یا 8 شب كه من آنجا حضور داشتم هر بار تقریبا یك كیسه حدود 15 كیلویی حاوی تلگرافهایی بود كه به حمایت از این حركت از طرف انجمن ها سازمانها و گروههای داخل كشور و اصناف و اقشار مختلف مردمی می‌آمد. من یادم هست كه این كارمندان خبر برای اینكه اسم اینها را بنویسند مثلا انجمن اسلامی فلان یا بهمان حمایت كرده اند به علت تراكم عجیب و بیش از حد این حمایت ها و یا هر دلیل دیگر، بعد از چندی تصمیم گرفتند كه نام آنها را نخوانند و به اصطلاح سروته خبر را با ذكر جملاتی كلی مثل دستجات گروهها و اقشار مختلف مردم حمایت كردند. جمع نمایند این امر همانگونه كه برادرمالن بیطرف اشاره كردند نشانگر این بود كه بعد از حدود ده ماه كه از پیروزی انقلاب گذشته بود، آن روند حركت دولت موقت و كارهایی كه انجام داده بود خودم مردم را به اینجا رسانده بود كه دولت بر خلاف خواسته ملت و امام در مقابل آمریكا دست به مسامحه كاری زده فلذا حركت دانشجویان را تائید كردند و نشان دادند كه متوجه قضایا بوده و بهنگام لزوم انقلاب فعالان حضورشان را اعلام می‌دارند.
در مورد روزنامه های آن زمان، روزنامه های صبح بامداد، جمهوری اسلامی بود و بعد از ظهر كیهان، اطلاعات و انقلاب اسلامی. در مورد روزنامه بامداد كه موضع گیریهایش مشخص بود و منتشر كننده مواضع دولت موقت با همان بینش بود و تحلیل های همان روزهای اول و دوم بامداد ما را به این تصمیم و نتیجه رساند كه خبرنگارش را اصلا راه ندهیم. كیهان و اطلاعات هم دست یك چنین تیپ‌ها و اشخاصی بود یعنی واقعیتش این بود كه نظام و نیروهای حزب الله در آنها نفوذ نداشتند. روزنامه حمهوری اسلامی هم كه تبعیت از چارچوب«حزب جمهوری اسلامی» می كرد و سعی می‌كرد نظرات شورای مركزی را غالبا منعكس نماید، نحوه برخوردش همان نحوه برخوردهای بخشی از شورای انقلاب بود و برخورد نسبتا مثبتی داشت. روزنامه انقلاب اسلامی هم كه مشخص است. تصور كنید در چنین جوی كار تا حد مشكل می‌شود. به یاد دارم بر سر یك افشاگری - فكر می‌كنم افشاگری شماره 6 بود - كه در واقع اولین افشاگری بود كه در آن اسم شخص و عنوان می‌آمد، چیزی راجع به مقدم مراغه‌ای بود و مطالبی راجع به كوتاه آمدن دولت موقت در خروج اسناد سفارت آمریكا در اوائل انقلاب بعضی از همین روزنامه ها معركه گرفتند و نهضت آزادی به دادستانی شكایات كرد و خلاصه از اینجور مسائل من اینها را می‌گویم بدین خاطر كه مردم ما بدانند كه در آن زمان علیرغم تائید و پشتیبانی امام، معهذا چه مشكلاتی بر سر راه وجود داشت.
اما نكته ای كه درباره رسانه های گروهی خارجی مطرح است اینكه از همان روزهای اول به خاطر حالا با هدف شناختن هویت گروگان گیرندگان و مشخص شدن نقطه نظراتشان یا مقاصدی دیگر رسانه های گروهی آمریكا علاقمنده به برقراری كردن ارتباط بالا نه بودند مثلا آنجا وقت ماهواره ای توسط شبكه تلویزیونی ان. بی سی گرفته می‌شد و اینجا در اتاق آن طرف حیاط محوطه لانه محلی برای ضبط مصاحبه ها توسط برادران تدارك دیده شد كه از آنجا به پخش سوال و جوابهای خبرنگاران با برادران ما به صورت زنده می‌پرداختند. یكی از كارهای خوبی كه در آن زمان صورت گرفته این بود كه اولین بار تنی چند از گروگانها كه از جمله آنها جوزف سوبیك نام داشت و بر اثر صحبتهای كه برادران ما با او داشتند تغییراتی كرده بود و حاضر شده بود كه یك مقداری از جنایتهای آمریكا در ایران را طی مصاحبه افشا نماید و محكوم كند.برنامه بسیار جالبی از آب در آمد و تاثیر خوبی بر افكار عمویم مردم آمریكا گذاشت كه اثر آن مدتها باقی ماند.

*سوال: در خصوص اسنادی كه در لانه جاسوسی وجود داشت كه برخی از آنها انتشار یافته و بخشی از آن نیز تحت نظر گروهی از دانشجویان قرار دارد وضعیت چگونه است و نحوه اتخاذ تصمیم درباره انتشار آنها به چه شكل می‌باشد؟ ضمنا در این زمینه چه جمعبندی خاصی دارید؟

*اصغر زاده: مجموعه اسناد لانه جاسوسی كه به دست آمده چه آنهایی كه مربوط به بخش های غیر سازمان سیا ی سفارتخانه بود اعم از تحلیل های اقتصادی سیاسی نظامی و بخشهای مختلف و چه اسنادی كه مربوط به سازمان سیا هست در حقیقت بخش جاسوسی و كارهای جاسوسی آمریكا در منطقه را توضیح می‌دهد، یك مجموعه گرانبهایی است كه باید سرمایه های ملی ما ؟ حساب شود چون همه اینها حاوی عملكرد آمریكا در طول سالهای حكومت شاه بر ایران بود و بعد حاوی تحلیهای و عملكردهای آمریكا در طول انقلاب می‌باشد.
مطالب زیاید در آنهاست كه قابل استفاده و تدریس در محیط های آموزش در دانشگاه است. انتشار این اسناد از لحاظ سیاس هم برای آمریكائیها ضربه ای بوده است برای اینكه شیوه های كار سند برداری آنها در دنیا افشا شد. اسناد مربوط به دوره و مقطع زمانی از 22 بهمن 57 تا 13 آبان 58 از این نظر دارای اهمیت و توجه است كه نشان می‌دهد آمریكا به هیچوجه در رابطه با انقلاب اسلامی، حاضر نیست رای مردم ایران را بپذیرد و دائما دنبال نقشه است كه بگونه ای سناریوهای خودش را طراحی كند. حتی دولت موقتی را هم كه به لحاظ تئوریك معتقد به رابطه با آمریكا و غرب هستند را هم از خودش نمی‌داند و به آنها به عنوان یك پل و مرحله نگاه می‌كند كه بتواند به وسیله آنها ریشه های ثابت در انقلاب پیدا نماید و بعد توسط اینها و این ریشه ها ی ثابت بتواند انقلاب را جابجا كند. می‌خواهم بگویم كه این اسناد باری تاریخ انقلاب ما بسیار گرانبهاست. برای منطقه هم خیلی مهم است چون سفارت ایران در منطقه یك محور و مركزی داشته و مقدار زیادی از رو نوشت اسنادی كه در كشورهیا دیگر برای سازمان سیا و وزارت خارجه آمریكا جمع آوی و ارسال می‌شده یك نسخه از آنهادر اینجا نگهداری می‌شده كه بعضی از اسنادی كه ما بدست آوردهایم و در كتابهای مختلفی منتشر شده مثل اسناد مربوط به هند ، پاكستان و عراق و ... و اسناد مربوط به امنیت خلیج فارس.
نكته جالی كه در این اسناد شاید باشد و من می‌خواهم خدمتتان بگویم این است كه آمریكا به طور كلی در خلیج فارس تا زمان سقوط شاه یك سیستم امنیتی تك قطبی را در خلیج فارس پذیرفته بود و مشهور هم هست كه شاه به عنوان ژاندارم منطقه و ایران به عنوان بزرگترین كشور جغرافیایی و سیاسی یعنی حائز شرایط ژئوپولتیك لازم در منطقه است قدرت اصلی رادر خلیج فارس دار بوده حافظ منافع غرب است و اجازه می‌دهد نفت جریان پیدا كند و حتی اگر حكومتی در خلیج بخواهد تحت فشار قرار بگیرد شاه می‌تواند با لشكر كشی و كمك نظامی از آن حمایت كند مثل واقعه ظفار در اسناد كاملا مشهود است كه حكومت ایران در زمان شاه یك چنین نقشی را برای آمریكا ایفا می‌كرده است. ولی بعد از انقلاب كه آمریكا متوجه می‌گردد دیگر نمی‌تواند ایران را داشته باشد و نیروی حاكم بر انقلاب نیرویی است كه با كل منافع آمریكا در خاورمیانه و خلیج فارس مساله دار است و نمی‌تواند حافظ منافع آنها باشد بلكه حتی با منافع آنها در تضاد است یك طرح امنیتی جدیدی را ایجاد می‌كند. چیزی كه ما از اسناد یكساله یعنی چند ماهه قبل از تصرف لانه می‌بینیم كاملا مشخص است كه در همان چند ماه اول، آمریكا برای ایجاد یك ساختار امنیتی در منطقه دچار مشكل است و چون انقلاب ایران را بهر حال نمی‌تواند تحمل كند و انقلاب ایران هم شعارهایش بهر حال شعارهایش گیرایی برای منطقه است. بنابراین یا باید یك طرحی ایجاد كند و یك نیروی قدرتمندی را در مقابل ایران بتراشد كه بتواند ایجاد بالانس كند و یا یك امنیت جدیدی را برای خلیج فارس ایجاد نماید و اسنادی در لانه در این زمینه موجود است و مقدمات این قضیه را نشان می‌دهد كه بسیار ارزشمند است.
اسناد دیگری كه موجود می‌باشد عمدتا در ارتباط با مسائل اقتصادی منطقه و توانائی های آمریكا از نظر سیاسی اقتصادی و نظامی در منطقه است و این نكته را دقیقا مورد تاكید قرار می‌دهد كه آمریكا در منطقه حضور فعالی داشته و نشان می‌دهد كه انقلاب اسلامی قدرت آمریكا در منطقه را كرو كرده و آنها سردرگم به دنبال راه حلی برای بازگرداند نفوذ خود به منطقه می‌باشند.
یكسری كتابهای و اسناد لانه جاسوسی منتشر شده شاید تا حدود 65 جلد تاكنون منتشر شده یك تعداد اسناد هست كه هنوز هم آن چیزهایی است كه بهم میچسبانند اوراق رشته رشته شده است كه تقریبا به آخرش رسیده و كار بسیار مشقت باری است چون آن دسته از رشته هایی است كه با هم مخلوط شده ان و بدست آوردن آن وقت و دقت فراوانی را می‌برد زیرا رشته هایی كه عرض شان عمدتا كمتر از یك دوم عرض یك حرف انگلیسی است كار بسیار طاقت فرسائی است.
یكسری میركوفیلمهایی هم بود كه یك طرحهایی را بچه ها دنبال می‌كردند تا از آنها استفاده كنند ولی اینها هیچكدامش به جای خیلی بالایی كه بتوانیم آن را به عنوان دستاوردهای عظیم محسوب كنیم نرسیده است. بهر حال شاید چند جلد از اسناد بیشتر باقی نمانده باشد برای انتشار، یكسری اسناد بیشتر باقی نمانده باشد برای انتشار یكسری اسناد فنی هم هست كه در امور كارشناسی بیشتر موثر است و باید ارگانهای مربوط از آن استفاده كنند از قبیل وزارت دفاع، و.زارت نفت یعنی وزارت خانه هایی كه این اسناد به نوعی به آنها مربوط می‌شده است.

*سوال: چرا اینها ار منتشر نمی‌كنید؟ به نظر می‌رسد اگر انتشار عمومی این مطالب را جنبه های امنیتی و اطلاعاتی مشكلی نداشته باشد
انتشار عمومی آن بسیار خوب است و در دسترس عموم قرار می‌گیرد بخصوص آنها كه اهل تحقیق می‌باشند.

*اصغر زاده :بله. یك طرح هم این است است كه اینها را به همان شكل كتب و اسناد منتشره چاپ كنیم. البته اجرای این طرح مقداری بودجه و حمایت می‌خواهد همچنین در نظ است كه تاریخ تسخیر لانه را و مسائل و رخدادهای آن نوشته شود.

*سوال: بد نیست پیرامون پی آمدها ی انقلاب دوم نیز صحبتی شود یعنی در فاصله این 444 روز چه چیزهای اثبات شد و چه حركتهایی را نشات گرفته از پیروزی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریكا ارزیابی می‌تواند نمود؟

* اصغر زاده: همانگونه كه قبلا اشاره شد حركت تسخیر لانه جاسوسی برای كی مقطع زمانی كوتاهی توسط دانشجویان برنامه ریزی شده بود اما در جریان عمل كه با حمایت امام و با حمایتهای اقشار مختلف روبرو گردید مبدل به یك خواست ملی و عمومی گردید و بچه ها در این شرایط دیگر قادر به تصمیم گیری نبودند بدین معنی كه دانشجویان هم در حقیقت هضم شده بودند و در آن خواست عمومی یعنی اگر هم دانشجویان می‌خواستند تصمیم بگیرند كه گروگانها را مثلا آزاد بكنند مردم چنین اجازه ای را نمی‌دادند كما اینكه در مقاطع مختلف وقتی سیاستهایی را شورای انقلاب طراحی می‌كرد مثل تحویل گروگانها یا بعضی مسائل مثل انتقال گروگانها مردم واكنش نشان می‌دادند و می‌آمدند مقابل در لانه جاسوسی و نسبت به این تصمیمات اعتراض می‌كردند. حتی وقایع ساعتهای اول نیز به ما ثابت كرد كه پای در جریان بسیار عظیمی گذاشته ایم كه این جریان در سرنوشت انقلاب و وقایع آینده انقلاب و منطقه تاثیر عمیقی دارد. بعدا هم دیدیم كه تحیلل گران و سیاستگزاران های خارجی این واقع را به عنوان یكی از وقایع تاریخی ای كه داخل منطقه را دچار تحول كرد اسم بردند و هنوز هم دنبال ارزیابی اثرات آن قضیه و تاثیری كه آن جریان بر رویحه ملتهای منطقه داشته هستند. از جمله اخیرا من دیدم روزنامه آساهی شیمبون كه یكی از پر تیراژ ترین روزنامه های ژاپن است یك تعداد خبنگار فرستاده بود داخل كشور ما كه اینها در هفتمین یا هشتمین سالگرد تصرف سفارت آمریكا یك ارزیابی كنند از آن قضیه و تبعات آن و ما فهمیدیم كه اینها از طرف سازمان سیا به چنین ماموریتی اعزام گردیده بودند. یعنی سازمان سیا مطالعات گسترده ای را برای پیگیری این قضیه دارد و بعد در تحلیلها یشان هم خواندیم كه خیلی از مقامات آمریكایی اتفاقاتی كه در منطقه روی می‌داد بخصوص در لبنان و كشورهای اسلامی را ناشی از این حركت می‌دانند و آن را یك نقطه عطف تلقی می‌كنند به خاطر اینكه تا قبل از تصرف لانه جاسوسی اقدامات خشن و خشونت آمیز اقداماتی عمدتا تروریستی و گروهكی بود انفرادی بود اما بعد از اینكه پدیده لانه جاسوسی اتفاق افتاد وامام حمایت كردند و مردم وارد صحنه شدند در واقع یك ملت وارد تصمیم گیری خشن شده یعنی یك ملت تصمیم گرفت یك كاری را بكند و خلاصه انزجار و نفرت خودش را نسبت به آمریكا نشان بدهد. این امر تاثیر مثبت بسیار زیاید را در روحیه جوانها و گروههای اسلامی نهضت های اسلامی در كشور های دیگر داشت آنها غربیها معتقد هستنتد كه این اولین بار است كه در طول تاریخ مبارزات ملتها یك جریان محدود و مقطعی به قول آنها آنارشیستی تبدیل شده به یك فاز انقلابی گسترده عمومی ملی. و علت تاثیرش نیز همین است.
ما معتقد هستیم وقتی راجع به انقلاب اسلامی صحبت می‌كنیم و تقسیم بندی می‌كنیم بین تفكر انقلابی و غیر انقلابی تفكر معتقد به خط امام یا غیر خط امام، یكی از ویژگی‌های اصلی خط امام را بحث ضدیت با آمریكا و جایگاه سرمایه داری غرب و امپریالیسم می‌دانیم و این ضدیت را كاملا ذاتی و پایه ای برای انقلاب می‌بینیم .
این حرف را من قبول ندارم كه گفته شود ما ابتدا فلان بودیم و بعد به خاطر حوادثی كه اتفاق افتاده ضد آمریكایی شدیم اصلا از ابتدای كه این انقلاب شكل گرفته ترسیم شده و جلو آمد به خاطر برداشت صحیحی بوده كه شخص امام خمینی از آمریكا و منافع آمریكا داشته اند. لذا خود بخود این انقلاب به صورتی دائمی و مستمر در تعارض ذاتی با منافع آمریكاست و به همین دلیل است كه دائما زمینه ها و شرایط ایجاد می‌شده برای تقابل بین انقلاب و آمریكا و ما هر وقت احساس می‌كردیم كه در كشور ما نسبت به غرب یا نسبت به آمریكا سهل انگاری‌های صورت می‌گرفت انقلاب ما دچار تعارض می‌شود به خاطر اینكه یكی از پایه های اساسی اندیشه خودش را در معرض از دست رفتن قرار می‌دهد. این مساله رد همان زمان هم وجود داشت كه تصرف لانه جاسوسی اتفاق افتاد بعد در جنگ تحمیلی به صورت حمایت همه جانبه آمریكا از عراق جلوه گر می‌شود و بعد هم در قضیه سلمان رشدی به صورت تحقیر كامل اسلامی كه توسط فرهنگ غرب شروع شده بود شكل گرفت و دائما ما می بینیم اما از یك پایگاه فكری و نظریه ای ثابت با این مسالئه برخورد می‌كند یعنی یك تحلیل ثابت در ارتباط با آن چیزهایی كه در اطراف عالم اتفاق می افتد داشته اند و نسب به زمانهای مختلف شیوه های مختلف را ارائه می‌دهند. اگر ما بخواهیم نسبت به غرب، جهان سرمایه داری غرب و سمبل های آن كه حكومت های غربی صنعتی هستند ودر راس آن هم آمریكاست، بخواهیم در انقلاب نظریه ای خلاف آن برداشته های حضرت امام ارائه نماییم مانند این می‌ماند كه راجع به خود اسلام اساسا بخواهیم شك كنیم یعنی باید بگویم كه اسلامی كه از پایه های انقلاب ماست و به همان میزان كه مذهبی بودن انقلاب یك پایه نظری انقلاب ماست، برداشت ما نسبت به جهان سرمایه داری غرب و آمریكا یك برداشت كاملا اصیل، انقلابی و متعلق به مبنای نظری انقلاب است.
*سوال: یكی از انگیزه‌های حركت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در دست زدن به اقدام انقلابی تسخیر لانه جاسوسی آمریكا، ملاقات رئیس دولت موقت با برژینسكی بود، پس باید این امر یك اصل لایتغیر برای تمامی دست اندر كاران و مسئولین جمهوری اسلامی به ویژه دولت
تلقی گردد كه در صورت بروز چنین تفكرات واعمالی، نتیجه‌ای جز تقابل و برخورد قاطعانه اقشار مختلف متعهد جامعه را در بر نخواهد داشت.

*اصغرزاده:‌ با مساله آمریكا و نحوه برخورد با آن من اصلا خیلی موافق این نیستیم كه قبل از ذكر و تشریح استدلال و منطق انقلاب و خط امام به صورتی كلیشه‌ای با این مساله برخورد كنیم و مثلا بگوییم كه هر كسی گفت مذاكره با آمریكا یا بحث آمریكا را مطرح كند بزنیم در دهان او و استدلال و منطبق خودمان را مطرح نكنیم و اسباب وارد كردن این اتهام برخودمان را فراهم آوریم كه اینها آدم‌های كلیشه‌ای هستند. در حالیكه ما وهمه كسانی كه با این امر مخالفند از روی استدلال و دستاوردی كه درمتن انقلاب داشته و داریم حرف می‌زنیم.
در واقع این مساله برمی‌گردد به آن بحث اصلی كه در جهان اسلام همیشه به عنوان یك خطر تعدادی از به حساب اندیشمندان جهان اسلام همیشه نسبت به غرب و آمریكا برداشت‌های متفاوت با هم داشتند:
یك عده از آنها معتقد بودند كه به هر حال برای رشد، پیشرفت وحتی استقلال می‌توانیم دست به دامان امریكا بزنیم یا دست به دامان غرب بشویم با آنها رابطه داشته باشیم و همیشه نسبت به وضعیت موجود غرب یعنی پیشرفت‌های صنعتی و تكنولوژیكی آن دچار یك نوع حقارت می‌باشند بدین ترتیب راه حل اینان برای فرار از وضعیت موجود متوسل شدن (به عبارت صریح‌تر تسلیم شدن و گردن نهادن) به خود آنها- قدرتها- ست.
در رابطه با جریان اسرائیل و فلسطین مقدار زیادی از روشنفكران عرب دچار این خطا شدند یعنی فكر می‌كردند برای حل مشكل اسرائیل می‌توانند به آمریكا نزدیك شوند. در داخل كشور ما هم این اندیشه یك اندیشه مرده نیست یك اندیشه‌ای است كه در ذهن بسیاری از كارشناسان و در ذهن برخی از مسولین ما وجود دارد كه ما می‌توانیم برای حل برخی از مشكلاتمان به غرب یا آمریكا نزدیك بشویم واین امر یك مساله خطرناكی است. در این اتفاق كه الان در منطقه افتاده شاید این فكر و اندیشه در بعضی‌ها از خود تجاوز آمریكا به خلیج فارس خطرناك‌تر است كه ما می‌توانیم با كمك آمریكا مساله منطقه را حل كنیم یعنی یك راه حل آمریكایی برای منطقه پیدا بكنیم.
متاسفانه در داخل كشور ما آن تفكر كه من می‌گویم كه مدعی است ما می‌توانیم مسایل و مشكلات را با كمك غرب یا آمریكا حل كنیم هر از چندگاهی به بهانه‌ای یك حرفهایی را مطرح می‌كنند. یك زمانی می‌گویند كه دنیا متحول شده و دیگر دو ابرقدرت نیست، جنگ سرد پایان یافته وضعیت و مكانیزم روابط قدرت در آینده اصلا برخلاف زمان جنگ سرد به صورت چند قدرتی خواهد بود و یك نوع وحدت جهانی پیش می‌آید وخلاصه در نقاط بحرانی دنیا بحران‌ها در حال حل شدن است آمریكا و شوروی به توافق رسیده‌اند و شرایط انقلابی در هیچ جا صرفه و هزینه برای یك كشور ندارد بلكه هر كشوری باید دنبال این باشد كه از لحاظ اقتصادی خودش را جلو ببرد تا در اینده دنیا بتواند نقش داشته باشد و او را به حساب آورند.
اینحرفها از آن حرفهای بسیار خطرناكی است كه در مملكت ما زده می‌شود. آخر مگر انقلاب ما زائیده بحران بین شرق وغرب بوده كه حالا بگوییم چون شرق و غرب روابطشان خوب شده واختلافاتشان با هم حل شده ودیگر جنگ سرد پایان یافته ما نمی‌توانیم انقلابی باشیم! مگر مسایل منطقه‌ای مان درخلیج فارس زائیده جنگ سرد بوده كه حال بگوییم دیگر با گذشته فرق كرده؛ حالا شوروی دارد از افغانستان كنار می‌رود و سوریه در حال آمریكایی شدن است، فلان كشور فلان كار را می‌كند، كامبوج داردمساله‌اش حل می شود اعراب واسراییل به جایی می‌رسند و حرفهایی از این قبیل واقعیت قضیه این است كه هیچ تغییری بین‌المللی كه مبتنی است بر قدرت آنهم قدرت میلیتاریزه سرمایه‌داری غرب و آمریكا تغییری داده نشده و حتی تشدید هم شده است یعنی آمریكا خشن‌تر از گذشته نسبت به حل مسایل جهان دارد برخورد می‌كند. بسیار بسیار تجاوزطلبانه‌تر وتجاوز‌گرانه‌تر باحل مسایل برخورد می‌كند خودش را مدعی آقایی دنیا می‌داند هیچ تغییری نكرده كه ما هم در روش‌های خودمان تغییر بدهیم. من دیدم كه در كشور ما یك جوی از سال گذشته ایجاد شده كه :چون دنیا تغییر كرده و جنگ سرد تمام شده و رابطه بین شرق و غرب داردحل می شود وكمونیسم سقوط كرده ما هم باید طرحی نو برای سیاست خارجی‌مان ترسیم نماییم. انگار كه آمریكا دیگر آمریكای شیطان بزرگ نیست در حالی كه قضایای اخیر خلیج فارس نشان داد كه آمریكا یك ذره مصالح منطقه را در نظر نمی‌گیرد او از تمام بحران‌های و مسایل برداشت خودش را می‌كند.
آمریكا در این قضیه حاضر نیست یك ذره به سازمان ملل باج بدهد حاضر نیست به اروپا كه هم پیمانان خودش هستند باج بدهد یا به ژاپن باج بدهد بلكه یك راه حل مطابق با منافع خودش رادر منطقه طراحی می‌كند وافكار عمومی دنیا را نیز به این سمت سوق می‌دهد كه همه با او هماهنگ باشند.
برای ما خطرناكتر از كویتی كه در اختیار عراق باشد وجود آمریكایی است كه در منطقه یك ساختار جدید سیاسی امنیتی ایجاد كند . به عنوان مثال آمریكا ممكن است یكی از نقشه‌ها و طرح‌هایش حمله تركیه به عراق باشد. وقتی تركیه بیاید و قسمتی از خاك عراق كه نفت دارد مثل موصل وكركوك را بدست بگیرد به نظر من تركیه قدرتمندی كه از قدرت‌هایی است كه به هر حال پایه صهیونیسم را در خاورمیانه تقویت كرده حالا بر اثر این نقشه دارای نفت و قدرت شود تبدیل به یك ابرقدرتی می‌گردد درضلع جنوبی ناتو كه می‌تواند به پشتوانه آمریكا در بسیاری از كشورهای آسیایی نفوذ و سیطره داشته باشد و اعمال حاكمیت كند.
اگر ما دنبال راه‌حل‌ها یا یك ساختارهای جدیدی باشیم كه این ساختارهای جدید در تعارض با منافع غربی و آمریكا نخواهد باشد به نظر من این امر مخالف بامنافع انقلاب خواهد بود. ما چه طور می‌توانیم این را بپذیریم كه یك پیمان منطقه‌ای، یك ساختار جدید امنیتی سیاسی درمنطقه یك تحولات جغرافیایی یا ژئوپلتیكی در منطقه بوجود بیاید كه غربی‌ها و آمریكایی‌ها راجع به آن حرف نداشته باشند وبامنافع انقلاب ما هم یكی شود؟ مگر ما می‌توانیم در یك چنین چیزی شركت كنیم.
مگر ما معتقد نیستیم انقلاب اسلامی‌مان منافعی كه دارد و منافع ملی ما در تعارض جدی با منافع كشورهای سرمایه‌داری غرب است. اگر این تعارض را معتقد هستیم چگونه می‌توانیم در یك پروسه‌ای در یك مقطع زمانی در تحولات داخل منطقه‌ بگونه‌ای سهیم باشیم كه این تحولات با منافع غرب در تعارض نباشد.
من فكر می‌كنم این قضیه كه ما زمانی كوتاه بیاییم و حرفهای انقلاب را نزنیم وبحث‌هایی در جامعه‌مان مطرح بكنیم كه این بحث‌ها در حقیقت باز كردن پای آمریكا در جامعه ما باشد و یا اساسا انقلابمان را این طور جلوه بدهیم كه این انقلاب است كه از ابتدا در باره آمریكا دچار خطا شده؟ این بحث‌هایی است كه هویت انقلاب ما را زیر سوال می‌برد وگذشته یازده ساله ما را زیر سوال می‌برد و بعد ما بسیار منفعل‌تر از وضعیت موجود می‌كند. این بحث‌ها به صلاح ما نیست.
نفس عملكرد هم باید اینگونه باشد كه ما دایما دنبال راه‌حل‌های مستقل باشیم. هیچ لزومی ندارد ما در شرایطی دایما جنگ‌افروزی كنیم. هیچكس با جنگ‌افروزی موافق نیست اسلام جنگ‌افروز نیست اصلا انقلاب ما یك انقلاب جنگ‌افروز نیست بلكه جنگ را به ما تحمیل می‌كنند به عبارت دیگر انقلاب ما در مقابل تبعیض،‌تحقیر و اجحافات و بی‌عدالتی‌هایی كه نسبت به انقلاب و مردم ما می‌شود واكنش نشان می‌دهد یعنی دایما این روحیه‌ای كه شاید آنها تعبیر می‌كنند به خشونت از ما می‌بینند به خاطر خشونتی است كه آنها به انواع حیل به ما دارند تحمیل می‌كنند و ما می‌خواهیم از خودمان دفاع كنیم.

سوال: شاید یكی از جنبه‌های تداوم انقلاب دوم،‌شناساندن و افشای جریان‌های تفكراتی باشد كه چندان اعتقادی به اصول انقلاب بویژه تعارض ذاتی انقلاب اسلامی با منافع غرب و آمریكا ندارند و حتی برای تبلیغ این طرز فكر منحط خود به پاره‌ای از توجیهات مقدس مآبانه نیز متوسل می‌شوند.

بهزادیان: اگر ما شرایط و جوی كه در قبل و حین تسخیر لانه جاسوسی وجود داشت دقیقا مورد توجه ونظر قرار دهیم و تفكرات جریان‌های موجود در آن زمان را موشكافی نماییم و با بیرون كشیدن یكسری اصول از میان نظرات آنها، تقسیم بندی‌ را انجام دهیم و جریان‌ها و تفكرات موجود كنونی در كشور و انقلاب را نیز بررسی كنیم تشابه نظرات فراوانی را خواهیم یافت. البته در كنار این قضیه نگاهی نیز به دریچه و زاویه دید آمریكا به مسایل مختلف انقلاب از جمله جریان‌های درون جامعه ما مفید خواهد بود.
به وقوع پیوستن انقلاب با آن سرمایه‌گذاری‌هایی كه آمریكا روی رژیم شاه كرده بود و حركت عظیم انقلاب به گونه‌ای بود كه هیچكدام از آن اقدامات آمریكا نتوانست مانع از پیروزی انقلاب گردد، اما این ساده‌اندیشی بود كه تصور شود آمریكا از آنهمه سرمایه‌گذاری به سادگی خواهد گذشت.لذا می‌بینیم كه سعی آمریكا بر این قرار می‌گیرد كه در مرحله اول این انقلاب راتحت كنترل خود درآورد یادم نمی‌رود اردیبهشت 58 بود كه مساله برقراری روابط با آمریكا مطرح شد و معرفی كاردار وحتی سفیر طرح گردیده بود كه با آن برخورد حضرت امام ناكام شد ولی آمریكا تلاش خود را با هدف به كنترل درآوردن انقلاب ادامه داد. زمانی سكوت برای گذشتن یكسری طوفان‌ها و مرور زمان شامل تشنج فی‌مابین شدن و زمانی دیگر حمایت و زمینه‌سازی برای روی كار آوردن یك تیپ جدید "میانه‌رو " در نظام و انقلاب و زمانی هم اقدامات نظامی مانند كودتای نوژه حركت‌های براندازی و محاصره‌های مختلف، در زمینه روی كار‌آوردن تیپ میانه‌رو كه در گفته‌های لیبرال‌ها هم بود كه ایجاد یك تیپ جدید میانه‌رو از لیبرالهای گذشته كه علاقه به حمایت و اتكا آمریكا داشتند و به تزهایی معتقد بوده وهستند كه باز خود دولت آمریكا همیشه دامن می‌زند مثل اینكه با ترسانیدن از همسایه شمالی راه‌حل را در چسبیدن به آمریكا ببیند.در دولت موقت كه یكی از این تیپ‌های میانه‌رو محسوب می‌شد .می‌بینیم قضیه تجدید رابطه با‌ آمریكا آنقدر پیش می رود تا به اوایل آبان ماه 58 ملاقات الجزایر- با برژینسكی- می‌رسد كه با تسخیر لانه جاسوسی این رشته قطع می‌شود اما با توجه به عمق نفوذی كه آمریكا در ایران حتی تا حد مرجعیت در ایران داشته- آنگونه كه اسناد لانه جاسوسی نشان می‌دهد- معلوم بود كه حتی ضربه تسخیر لانه جاسوسی، آمریكا را از ادامه هدف خود بازنخواهد داشت. لذا می‌بینیم سرمایه‌گذاری كه بلافاصله بر روی فردی مثل "بنی‌صدر " می‌كند بار دیگر احتمال به حاكمیت رسیدن كامل میانه‌روها را افزایش می‌دهد و در كنار آن سعی آمریكا در كشاندن پای ایران به سازمان‌های بین‌المللی، یادمان نمی‌رود ولع رفتن بنی‌صدر به سازمان ملل را و برخورد حضرت امام كه مانع از این امر شدند.خط روی كارآوردن میانه‌روها را آمریكا حتی می‌بینیم بعد از سقوط بنی‌صدر و در دوران جنگ دنبال می‌كند.
شاید به صورت بارز و علنی پیگیری این خط را بعد از قبول قطعنامه می‌بینیم. در یكی از اسناد لانه جاسوسی مطلبی است از "شریعتمداری " كه از موضع یك مرجع تقلید به آمریكایی‌ها می‌گوید: "بعد از مدتی، زمان پایان اداره امور بر اساس احساسات و بر سر عقل آمدن و گذاشتن شعارها به كار را می‌توان امیدوار بود ". بعد از پذیرش قطعنامه ما همین حرف را از زبان افرادی دیگر در روزنامه‌ها شاهد بودیم این آقایان مطرح می‌كردند ضرورت ارتباط با جهان غرب را و ضرورت رها كردن بیگانه‌ستیزی وغرب‌ستیزی انقلاب را كه در خوی انقلاب اسلامی‌ ایران است ومساله مذاكره و ارتباط مستقیم با غرب را.
همچنین ما بعد از پذیرش قطعنامه به این طرف كه از یكسوی طرح مباحثی در زمینه ارتباط با جهان غرب و در پیش گرفتن سیاست استحاله و از سوی دیگر این القائاتی كه در زمینه بازسازی در كشور از همان زمان تشكیل شورای مشورتی، مصوباتی كه مطرح می‌شد و بحث‌هایی كه می‌شد برای شورای بازسازی و مطرح كردن این مساله كه خلاصه برای راه‌اندازی چرخ‌های اقتصادی كشور و جلوگیری از سنگ‌اندازی عراق در روند مذاكرات آتش‌بس حتی پیدا كردن مشتری بیشتر برای فروش نفت‌تان همه اینها در گرو برقراری رابطه با آمریكاست.

*سوال: در حالی كه در مقام دیدیم كه سنگ‌اندازی عراق در روند مذاكرات قطعنامه 598 به گونه‌ای دیگر حل شد و آنها كه تصور می‌كردند از طریق غرب و آمریكا می‌توانند عراق را وادار به پذیرش شرایط جمهوری اسلامی كنند دیدند كه از آن طریق به هیچ وجه حل نشد.

*بهزادیان: در ارتباط با كمك‌های اقتصادی خارجی و راه‌اندازی اقتصادی هم اصلا انداختن و القاء این فكر در برخی مسولین ما كه با گرفتن كمك‌های خارجی می‌توان اقتصاد كشور را ساخت و به هر حال این مساله را به مرحله قانونی رساندن و بعد از دو ، سه سال بفهمیم كه ما اصلا هیچ امكانی برای گرفتن این امكانات و مساعدت اقتصادی در اختیارمان نیست و همه‌اش گره می‌خورد وسر وكار نظام ما به موسسات اعتباری اقتصادی و اقتصاد بین‌المللی كه باز هم در آنجاها حرف آخر را آمریكاست كه می‌زند.
خلاصه تبلیغ بر روی این مساله كه عراق دشمن اصلی ماست نه آمریكا و اینكه مثلا در جریان حادثه زلزله گیلان، و زنجان اینكه به ما بقبولانند كه آمریكا یك ماه به نفع ما عمل كرده است. و حتی كار به جایی برسد كه سعی و ایستادگی‌شان در مقابل آمریكا مشخص شده، توسط جریان‌هایی در داخل كشور صورت می‌گیرد. وجوه مختلفی از جریان‌های تیپ میانه روی، مطلوب آمریكا باشد.
آنجا مطرح می‌شد تثبیت مدیریت و مدیریت واحد و گفته می‌شد كه در مقابل دولت موقت این نهادهای انقلاب تصمیمات دیگری را می‌گیرند كه باعث لطمه‌خوردن به روند اصلاحات وساماندهی كشور می‌شود كه الان به نوع دیگری مطرح می‌شود مهم این است كه با دقت در نظرات و اعمال این جریانها میزان صداقت آنها را ارزیابی نماییم به نظر من باید در مقاطع و مراحل مختلف زمانی چهره‌های گوناگون آمریكا را شناسایی كنیم به عنوان نمونه مثلا در روز سیزدهم آبان هر سال می‌توانیم با بزرگداشت این روز به صورتی واقعی به افشای چهره‌های مختلف شیطان بزرگ بپردازیم. منظورم این نیست كه ما از روز 13 آبان و این مراسم و این عنوان یك تابوت زیبایی درست كنیم برای گذاشتن همه آن خاطرات حماسه و شور در آن تابوت و این را خلاصه بدرقه‌اش كنیم كه هر سال و یواش یواش مستهلك گردد در صورتی كه این روز، روزی است كه ما باید چهره شیطان را كه هر سال لباس تازه‌ای به خودش می‌پوشاند را برای مردم روشن كنیم.

*اصغرزاده: در پایان این نشست لازم است به تبعات تسخیر لانه جاسوسی این نكته هم اشاره شود كه تصرف لانه اثر روحی و روانی بسیار خوبی را بر روی نیروهای مومن به انقلاب گذاشته بود .در ماه‌های پیروزی انقلاب هیچ موقع مردم ما به اندازه‌ روزهای تسخیر لانه جاسوسی آمریكا شاد نبودند. همه خوشحال و با روحیه‌ای شاد مقابل لانه می‌آمدند و ابراز احساسات می‌كردند. ما در فرمایشات حضرت امام و در روحیه ایشان هم دیدیم. امام در برخوردی كه با ماها داشتند خیلی خوشحال و متبسم بودند .این وضعیت را قبل از آن ندیده بودیم. از جمله كسانی كه قضیه تصرف لانه بسیار در روحیه‌اشان اثر گذاشته بود و این خوشحالی را هم بروز می‌دادند حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بودند كه چند مرتبه خودشان تشریف آوردند لانه و آنجا نشستند و با بچه‌ها صحبت كردند.

سوال: با تشكر از اینكه در این نشست شركت نمودید. امیدواریم بتوانیم در فرصتی دیگر پیرامون ابعاد دیگری از "انقلاب دوم "‌ به گفتگو بنشینیم.

*توضیح:در زمان انجام این مصاحبه، آقایان «اصغرزاده» و «بهزادیان» نماینده مجلس شورای اسلامی بودند و آقای «بیطرف» در هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) عضویت داشت.

*آبان1369 شمسی 
 
 
 
دلیل یا دلایل مشوش شدن فضای پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم چه بود؟

راهپیمایی اعتراض آمیز در سراسر كشور

راهپیمایی اعتراض آمیز در تهران

تجمع دانشجویان در مقابل سفارت انگلیس

احمدی‌نژاد در اصفهان 1388/9/11

پایان بادکنک سبز!

کینه غرب

16آذر آمریکا را زیر پا می گذاریم

کرباسچی بالاخره آفتابی شد!

خشونت ممنوع!

دخیلک یا آمریکا

جنبش سبز=حذف جمهوریت و اسلامیت نظام

تصویر منتشر نشده از احمدی‌نژاد و ثمره در کردستان

تعهدنامه شیخ غلامحسین کرباسچی

كاریكاتور: پیمان رفاقت!

میرحسن؛ پایان یک رویا!

كاریكاتور:جوایز ساختگی بدهید

آوارگان یمنی

اتحاد سبز غرق می شود!

احمدی‌نژاد در جمع ایرانیان مقیم ترکیه

بیانیه موسوی!!

کاریکاتور:پیام جین‏شارپ به سبزی‏ها:برهنه شوید!

هندوانه سبز زیر بغل کروبی

طرح/ما بیشماریم...!

تجمع دانشگاهیان شیراز در دفاع از حریم قانون

طرح/ راه اندازی آزمایشی تلویزیون سبز

کاریکاتور: جمع آشوب

قلبهای بیمار [جوان آنلاین/میثم محمدحسنی]

The game is over [جوان آنلاین/میثم محمد حسنی]

روایت تصویری ضدانقلاب از کاهش شدید پیاده‌نظام سبزها

سایت موسوی برای فروش گذاشته شد!